ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٥٩ - فصل در عظيمترين لذتها و عالىترين آنها
باطن، و آنكه تصوّر نمىتوان كرد كه لذّتى ديگر بر آن اختيار كرده شود مگر در حقّ كسى كه از اين لذّت محروم باشد. و سبب در اين آن است كه لذّتها تابع ادراكهاست و آدمى جامع بسيارى از قوّتها و طبيعتهاست و از براى هر قوّتى و طبيعتى لذّتى است و لذّتش در آن است كه به مقتضاى طبعى كه[١] از براى آن آفريده شده برسد، پس طبيعت غضب[٢] آفريده شده است[٣] از براى فرو نشانيدن[٤] خشم و انتقام و البته لذّت آن در غلبه و انتقام است. و طبيعت شهوت طعام آفريده شده از براى تحصيل غذا كه قوام بدن به آن است و البته لذّت آن در يافتن غذاست، و همچنين ساير طبيعتها.
و در دل طبيعتى است كه او را بصيرت باطنه مىنامند و گاهى نور ايمان و يقين ناميده مىشود و به آن حقيقت تمام چيزها را مىتوان دانست، پس مقتضاى طبع آن معرفت و علم است و علم مخصوصترين صفات الهى است و منتهاى كمال است. و از براى اين است كه طبيعت به نشاط مىآيد هرگاه مدح او كرده شود به زيركى و وفور[٥] علم از براى آنكه[٦] وقت شنيدن مدح به فكر كمال ذات خود[٧] و جمال علم خود مىافتد و به خود مىبالد و به آن ملتذّ مىشود. و باز لذّت علم به زراعت و خياطت مانند لذّت علم به تدبير مملكت نيست. و لذّت علم به نحو و شعر مثل لذّت علم به خدا و صفات او و به ملائكه و باطن آسمانها و زمين نيست، بلكه لذّت علم به قدر شرف علم است و شرف علم به قدر شرف معلوم است؛ پس اگر در معلومات چيزى باشد كه بزرگتر و كاملتر و شريفتر و عظيمتر باشد علم به آن البته لذيذتر و شريفتر و پاكيزهترين علمها خواهد بود.
[١] -s - كه.
[٢] -a - غضب.
[٣] -a s - است.
[٤] - نشانيدن/s a نشاندن.
[٥] - وفور/a نور.
[٦] -a + اين كس.
[٧] -s - خود. درm هم ظاهراً روى آن خط خورده است.