ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٠٨ - فصل آداب منفق
است در نفس و مال و عبادتهاى بدنى شكر نعمت[١] بدن است و عبادتهاى مالى شكر نعمت مال است. و چه خسيس است كسى كه ملاحظه كند فقيرى را كه روزى بر وى تنگ شده و محتاج به اوست و مَع هذا نفس آن كس اين مقدار جود نكند كه شكر نعمت خدا را در غنى بودن از سؤال بجاى آورد.
فصل [آداب منفق]
سزاوار از براى انفاق كننده آن است كه غنيمت شمارد فرصت را هرگاه رغبتى در باطن به خير به هم رسد؛ زيرا كه اين از جانب فرشته است و دل مؤمن ميان دو انگشت از انگشتان خداى عزّ وجلّ است و تغيير در آن بسيار زود مىشود. و شيطان آدمى را وعده پريشانى مىدهد و امر به قبيح و منكر مىكند و بعد از[٢] خاطر ملكى خاطر شيطانى حاصل[٣] مىشود، پس بايد كه به خاطر ملكى مبادرت نموده غنيمت شمارد.
و ديگر سزاور آن است كه محتاج نسازد فقير را به سؤال كردن[٤]. در حديث وارد شده كه: انفاق بعد از سؤال به عوض آبرويى است كه سائل فروخته و آنچه گرفته قيمت آن است و اين معروف نيست.
و ديگر[٥] سزاوار آن است كه از براى انفاق نامعلوم وقتى فاضل تعيين نمايد، مثل ماه رمضان و خصوصاً دهه آخر آن ماه و مثل ذي الحجّة و[٦] خصوصاً دهه اوّل آن و روز غدير.
و ديگر سزاوار آن است كه انفاق سنّتى[٧] را پنهان كند به حيثيّتى كه دست چپ او نداند آنچه را دست راست مىدهد و اين كنايه است از مبالغه در پنهان داشتن.
[١] -s + است!
[٢] -a s + آن.
[٣] -a - حاصل.
[٤] -s a + و.
[٥] - ديگر/a ديگرى.
[٦] -s a - و.
[٧] - يعنى انفاقى كه از روى استحباب بوده باشد.