ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٩١ - فصل خالى بودن از موانع فهم
مشاهده به آن رسيده باشد. و اين چنين كسى پابند چيزى است كه اعتقاد كرده و غير آنچه[١] اعتقاد دارد در[٢] خاطر او خطور نمىتواند نمود. و اگر نورى از دور درخشان گردد و معنايى از معناها[٣] كه مخالف شنيده اوست ظاهر شود شيطانِ تقليد بر وى حمله مىكند حمله كردنى و به او مىگويد: چون اين را به خاطر مىگذرانى و حال آنكه خلاف اعتقاد پدران توست!
سيُم: آنكه مصرّ باشد بر گناهى، يا متّصف باشد به كبرى، يا مبتلا باشد به هَوى و ميل به دنيا آن چنان هوايى كه متابعت آن شود؛ زيرا كه اين سبب ظلمت قلب و زنگ گرفتن آن مىشود و اين مانند زنگى است كه بر آينه باشد. و از براى اين است كه حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: هرگاه امّت من تعظيم طلا و نقره نمايند حرمت اسلام از ايشان سلب مىشود. (و هرگاه ترك كنند امر به معروف را از بركت وحى محروم مىشوند[٤].
و خداى عزّ وجلّ در فهم و تذكّر انابت و بازگشت را)[٥] شرط كرده و فرموده:
«تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ»[٦] يعنى بينايى و يادبودى است از براى هر بندهاى كه به خدا بازگشت نموده باشد.
و فرموده: «وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ»[٧] يعنى متذكّر نمىشود[٨] مگر كسى كه بازگشت نمايد[٩].
و[١٠] فرموده: «إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»[١١]* يعنى جز اين[١٢] نيست كه متذكّر مىشوند
[١] - غير آنچه/s a آنچه غير.
[٢] - در/a از.
[٣] - معناها/a معناهاى.
[٤] - جوامع الجامع ١: ٧٠٣. مجموعة ورّام ٢: ٢٤٣.
[٥] - ميان پرانتز ازs افتاده است.
[٦] - ق: ٨.
[٧] - غافر: ١٣.
[٨] -s + و.
[٩] -a - نمايد.
[١٠] -a - و.
[١١] - رعد: ١٩، زمر: ٩.
[١٢] - اين/a آن.