ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٣ - فصل در علم و فضيلت آن
و حرام حاصل مىشود. و علم به منزله پيشوايى است و عمل تابع آن، نيكوبختان به علم سرافراز مىگردند و بدبختان از بركت آن محروم مىمانند، پس خوشا حال كسى كه خداى عزّ وجلّ او را از اين بىبهره نساخته[١].
و احاديث و اخبار در فضيلت علم و شرف آن بسيار است و بدانچه ايراد شده[٢] اكتفا مىرود.
فصل [در علم و فضيلت آن]
بدانكه چيزى كه نفيس باشد ومردم رغبت به آن نمايند منقسم مىشود به سه قسم:
اوّل: چيزى كه ذات آن نظر به ذات كرده قطع نظر از غير مطلوب باشد.
دوم: چيزى كه از براى امرى ديگر[٣] طلب كرده شود.
سيُم: چيزى كه هم نظر به ذات و هم نظر به غير مطلوب باشد.
و شكّى نيست كه قسم اوّل افضل است از قسم دوم[٤]، و قسم سيُم اشرف و افضل است از اوّل. مثال اوّل: لذّتها كه رسيدن به آنها مقصود مىباشد. و مثال دوم: درهم و دينار كه آنها سنگى بىمنفعتند و اگرنه كه[٥] خداى عزّ وجلّ قضاى حوايج مردمان را به آن سهل و آسان نموده هرآينه آن دو با سنگريزهها در يك مرتبه مىبودند. مثال سيُم:
سلامتى بدن؛ مثلًا سلامتى پا مطلوب است از حيثيّت سالم بودن از الَم و وجع و[٦] از براى رفتار و متوسّل شدن به حركات آن به برآمدن حاجات.
[١] - مجمع البيان ١: ٣٢. منية المريد: ١٠٨. و با اندكى اختلاف در أمالي الطوسي: ٤٨٧ ح ٣٨. عدّة الداعي: ٦٣. همچنين مانند آن به روايت از امير المؤمنين على ٧ از پيامبر در أمالي الصدوق: ٧١٣ ح ١. الخصال: ٥٢٢ ح ١٢. تحف العقول: ٢٨. كنز الفوائد: ٢٣٩. روضة الواعظين: ٩. و نيز نگر: المحاسن ١: ٢٢٥ ح ١٤٦. بصائر الدرجات: ٢٢ ح ١، و ٢٣ ح ٣. الكافي ١: ٣٠ ح ١.
[٢] - شده/s a شد.
[٣] - امرى ديگر/a امر دگر.
[٤] - دوم/s دويم.
[٥] -a s - كه.
[٦] -a - و.