ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢١٢ - فصل در علاج عجب
استحقاق[١] از جانب تو زيرا كه تو را وسيله و سببى نيست، پس بايد كه به جود خدا عجب نمايد زيرا كه احسان نموده به وجود تو و[٢] وجود صفات تو و وجود عملها و اسباب عملهاى تو. و[٣] در اين هنگام معنا ندارد كه عابد به عبادت و عالم به علم و جميل به جمال و غنى به غنا عُجب كند از براى آنكه اينها همه از فضل و انعام خداست و بنده محلّ وارد شدن فضل و جود خداست و محلّ نيز از فضل و جود اوست؛ زيرا كه خداى عزّ وجلّ تو را و اعضاى تو را آفريده و قوّت و قدرت در تو ايجاد كرده و عقل و علم و اراده به تو عطا كرده. و اگر خواهى كه يك چيز از اينها را از خود سلب كنى قادر نيستى.
و ديگر آنكه حركات[٤] در اعضاى تو ايجاد نموده در حالتى كه مستقلّ به اختراع آن است بدون مشاركتى از جهت تو با حقّ در اختراع حركات، بلى خلق حركات به ترتيب شده چنانچه حركت در اعضا بعد از آن است كه اعضا قوّتى داشته باشند[٥] و در دل اراده باشد. و اراده بعد از علم به مراد آفريده شده و علم بعد از وجود قلبى است كه محلّ علم است. و چون اينها به تدريج آفريده شده به گمان افتادهاى[٦] كه خود ايجاد علم كردهاى و حال آنكه غلط كردهاى از براى آنكه[٧] تحريك بواعث و گردانيدن موانع و تهيه اسباب جميع از جانب خداى تعالى است و هيچ يك با تو نيست.
و از عجايب آن است كه به جود عجب نمايى و عجب نكنى به كسى كه امر همه در دست اوست[٨]! و عجب نكنى به جود و فضل و كرم حقّ در اينكه در ميان بندگان تو را بر فاسقان برگزيده، از آن راه كه فاسقان را تمكين داده از اسباب خواهشها و لذّتها و از
[١] - استحقاق/s a استحقاقى.
[٢] -a - و.
[٣] -s a - و.
[٤] - حركات/a s حركت.
[٥] - باشند/ باشد.
[٦] - افتادهاى/s افتاد.
[٧] -s - غلط كردهاى از براى آنكه.a + به.
[٨] -s - اوست.