ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٧٦ - فصل تعقيب و دعا و آداب داعى
شده]m .a ١١١[ كه اين علامتى است از علامتهاى خدا؛ و نمىتوان دانست كه از براى رحمت ظاهر شده يا از براى عذاب!
و حضرت پيغمبر ٦ دوست داشتند كه امّت او در آن حالت به پروردگار و رحمكننده خود پناه برند تا آنكه شرّ آن را از ايشان دور گرداند و از مكروهات آن ايشان را حفظ كند، چنانچه از قوم يونس عذاب را دور گردانيد هنگامى كه تضرّع نموده پناه به او بردند[١].
فصل [تعقيب و دعا و آداب داعى]
سزاوار از براى نمازگزارنده آن است كه مشغول گردد بعد از نمازها به ذكر و دعا.
و در فضيلت اين دو خصوصاً بعد از نمازها اخبار بسيار وارد شده. و آنچه از ذكر نافع است ذكرى است كه مداومت بر آن شود يا در اكثر اوقات مواظبت بر آن نمايد[٢] با حضور قلب، و حضور غايت ثمره عبادات است[٣].
و ذكر اوّلى دارد و آخرى؛ امّا اوّل آن[٤] موجب انس ومحبّت است و در آخر انس و محبّت موجب ذكر است و مطلوب از ذكر انس است، زيرا كه بنده در ابتداى امر مكلّف[٥] است به اينكه دل و زبان را از وسوسههاى شيطانى گردانيده متوجّه ياد خدا گردد. و هرگاه توفيق مداومت بر آن يافت انس به آن گرفته محبّت كسى كه ياد او مىكند در دل او جاى مىگيرد. و هركه محبّت به چيزى به هم رسانيد ياد او را بسيار مىكند. و هركه ياد چيزى[٦] بسيار مىكند اگرچه به تكلّف[٧] باشد آن را دوست مىدارد.
و هرگاه به ذكر خدا انس گرفت از غير خدا منقطع مىشود و در وقت مردن ماسواى
[١] - عيون أخبار الرضا ٧ ٢: ١٢١. علل الشرائع ١: ٢٦٩.
[٢] - نمايد/a s شود.
[٣] -a - است.
[٤] -s a - امّا اوّل آن.
[٥] - مكلّف/s تكليف.
[٦] -a s + را.
[٧] - به تكلّف/a مكلّف.