ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٤٤ - فصل احضار قلب در نماز
جانب خود مىكشد و نفس آنها را به خود مىكشاند تا آنكه بر نفس غالب شده تمامى نماز در كشاكش ميان اين دو منقضى[١] مىشود. و مثال اين مثال[٢] مردى است كه در پاى درختى باشد و خواهد كه فكر او جمع باشد و آواز گنجشكان موجب تشويش فكر او شوند وهميشه به چوبى كه در دست داشته باشد گنجشكان[٣] را پراند[٤]. و هرگاه بنشيند و مشغول فكر شود باز آنها عود كنند و آن مرد به پرانيدن آنها عود نمايد. و بعد از آن كسى به او بگويد كه[٥]: اين عمل تو شبيه است به حركت شتر آبكش كه مىرود و باز مىگردد و تمامى ندارد. و هرگاه خواهى كه[٦] خلاص شوى اصل درخت را قطع كن.
و همچنين درخت شهوت هرگاه بلند شود و شاخهها بيرون كند فكرها متوجّه آن[٧] مىشود مانند متوجّه شدن گنجشكان به درخت و متوجّه شدن مگس به كثافتها و مشغول رفع[٨] آن شدن به طول مىانجامد. و از براى اين است كه مگس را ذُباب مىخوانند از آن راه كه هرچند دفع او بشود باز عود مىكند. و خاطرها نهايت شباهت به مگس دارد و شهوتها بسيار است و كم كسى از آن خالى مىباشد. و اصل اينها يك چيز است كه محبّت دنيا باشد و اين رأس هر گناهى است و بناى هر نقصانى بر اين[٩] است و منبع هر فسادى است.
و هركه جا گيرد در باطن او محبّت دنيا تا آنكه مايل به دنيا شود]m .a ٣٠١[ نه از آن راه كه خواهد از آن توشه بردارد و به آن استعانت بر آخرت بجويد نبايد كه طمع داشته باشد كه لذّت مناجات در نماز از براى او خالص گردد؛ زيرا كه هركه به دنيا فرح داشته
[١] - منقضى/a مقتضى.
[٢] - مثال/s مثل.
[٣] -s - موجب تشويش فكر ... گنجشكان.
[٤] - پراند/s براند.
[٥] -a - كه.
[٦] - خواهى كه/a s كه خواهى.
[٧] - آن/s a او.
[٨] - رفع/s a دفع.
[٩] - اين/s آن.