ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٧٠ - فصل در محبت مدح و ثنا
مىيابد و مدح باعث آن است كه اشعار به كمال نفس ممدوح كند و به اين علّت لذّت ممدوح زياد مىشود هرگاه مدح كننده بصيرِ آگاهى باشد كه[١] سخنان گزاف نگويد. و به اين علّت دشمن مىدارد مذمّت كردن را و كراهت از آن مىدارد از براى آنكه مُشعر است به نقصانى در نفس آن كس.
سبب دوم: آن است كه مدح دلالت مىكند بر آنكه دل مادح ملك ممدوح است و آنكه مريد و معتقد و مسخّر در تحت مشيّت اوست. و مالك دلها[٢] شدن محبوب است و شعور به حصول آن لذيذ است. و به اين علّت است كه لذّت عظيمتر مىشود هرگاه مادح كسى باشد كه قدرت وسيعى داشته باشد و به دوستى آن فايدهها رسد مثل پادشاهان و اكابر. و علّت در كراهت مذمّت و دلگير شدن از آن نيز همين است كه گفتيم.
سبب سيُم: آن است كه ثناى ثنا كننده و مدحِ مدح كننده سبب صيد نمودن دل مستمعان است خصوصاً اگر مادح]m .a ٣٦[ كسى باشد كه گوش به سخن[٣] آن كنند و مدح آن را عظيم شمرند. و اين مخصوص مدحى است كه در مجمعى مىباشد[٤].
سبب چهارم: آنكه مدح دلالت بر حشمت و بزرگى ممدوح مىكند و دلالت مىكند بر اضطرار مادح در مدح كردن يا به رغبت يا به قهر و غلبه. و حشمت نيز لذيذ است از آن راه كه متضمّن قهر و قدرت است.
و گاه مىباشد كه اين سببها در مدح كردنِ يك مادح جمع مىشود و لذّت عظيمتر مىشود و[٥] سبب اوّل به اين مندفع مىشود كه بداند كه مادح در مدحى كه كرده صادق نيست، و اگر چنانچه داند كه[٦] مادح اعتقاد ندارد به آنچه مىگويد لذّتى كه در سبب
[١] -a s + مدح.
[٢] -s a - دلها.
[٣] - سخن/a سخنان.
[٤] - مىباشد/s a باشد.
[٥] -a s - و.
[٦] -a - كه.