ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٧٢ - فصل در محبت جاه و مدح و ثناء
پس سزاوار آن است كه به رعايت جاه ترك دينى را نكند كه به آن حيات ابدىِ بىپايان حاصل مىشود. و هركه[١] كمال حقيقى و كمال وَهمى را- چنانچه گذشت- بداند ملاحظه جاه در نظر آن كم مىشود، امّا در نظر كسى كم مىشود كه ملاحظه آخرت كند به حدّى كه گويا آن را بيند و دنيا را حقير شمرد و مرگ را حاضر يابد، وليكن ديده اكثر مردم ضعيف و مقصور است بر دنيا و آن مقدار نور ندارد كه عاقبت چيزها را ببيند، چنانچه در قرآن مجيد وارد شده: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا* وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى»[٢] يعنى شما اختيار مىكنيد زندگى دنيا را و حال آنكه آخرت بهتر و پايندهتر است.
و نيز وارد شده: «كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ* وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ»[٣] يعنى دوست مىداريد دنيا را و وامىگذاريد آخرت را. و ديگر آيهها [كه] در اين معنا نازل شده]m .b ٣٦[ .
پس هركه در اين مرتبه باشد سزاوار آن است كه علاج دل را در محبّت جاه بكند به اينكه بداند آفتهاى دنيا را و فكر كند در خطرهايى كه اهل جاه در دار دنيا خود را هدف تير بلاهاى آن مىنمايند؛ از براى آنكه هركه صاحب جاه است محسود باشد و مردم قصد آزار آن مىدارند و هميشه بر جاهِ خود مىترسد و احتراز مىكند از اينكه مرتبه او در دلها تغييرى بيابد. و تغيير دل بيشتر از تغيير ديگ است در حالتى كه جوشد و هميشه در ميان اقبال به چيزى نمودن و اعراض از آن كردن مردّد مىباشد، پس هرچه بناى آن بر دل مردم باشد شبيه است به چيزى كه بناى آن بر موج دريا باشد چرا كه ثبات ندارد. و مشغول رعايت دلها و حفظ جاه و دفع كيدِ حاسدان و منع آزار دشمنان بودن از خدا باز ماندن است و متعرّض غضبِ آن شدن است در دنيا و آخرت.
و آنچه گفتيم محنتهايى است كه در دنيا[٤] به وى مىرسد و لذّت جاه را مكدّر
[١] - هركه/s a هرگاه.
[٢] - اعلى: ١٦ و ١٧.
[٣] - قيامت: ٢٠ و ٢١.
[٤] -a + و آخرت!