ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٦٧ - فصل در راههاى كمال
بسيارى مال و قدرت بر تسخير قلوب به بسيارى جاهْ[١] كمال است، و چون اين را كمال دانستهاند محبّت آن را دارند و چون محبّت اين را دارند طلب آن را نمودهاند و چون اين را طلب نمودهاند مشغول آن شدهاند و بر آن حريص شده كمالِ حقيقى كه موجب قرب به خدا و ملائكه است- كه آن علم و آزادگى است- فراموش كردهاند. و اينها آن جماعتند كه آخرت را به دنيا فروختهاند[٢] و عذاب ايشان تخفيف نخواهد يافت و كسى يارى ايشان را نخواهد كرد. و اينها آن جماعتند كه سخن خداى عزّ وجلّ[٣] در قرآن مجيد[٤] را[٥] نفهميدهاند كه فرموده: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ»[٦] يعنى مال و فرزندان زينت حيات دنياست و[٧] علمها و عملهايى كه باقى مىماند و صالح مىباشند در نزد خداى عزّ وجلّ بهتر است.
پس علم و آزادگى باقيات صالحات است كه كمالى از براى نفسند و باقى مىمانند بعد از مرگ ومال وجاه به زودى فانى و منقضى مىشود. و مَثل آنها را خداى عزّ وجلّ در قرآن مجيد زده چنانچه فرموده[٨]: «إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ»[٩] تا آخر آيه، و معناى آيه شريفه گذشت. پس هرچه به مردن از هم مىپاشد عبارت است از خوشى[١٠] دنيا و هرچه باقى مىماند از باقيات صالحات است.
و ظاهر شد از آنچه گفتيم آنكه كمال قدرت به مال و جاه كمالِ وَهمى است و اصلى ندارد و آنكه هركه تمام عمر را صرفِ طلب آن نموده گمان كند كه مقصود اين است البته جاهل خواهد بود مگر آن قدر از دنيا كه آدمى را به[١١] كمال حقيقى برساند.
[١] -s a + و!
[٢] - فروختهاند/a فروختند.s فروخته.
[٣] -a s + را.
[٤] -a - مجيد.
[٥] -s a - را.
[٦] - كهف: ٤٦.
[٧] -a s - و.
[٨] - فرموده/s a فرمودهاند.
[٩] - يونس: ٢٤.
[١٠] - خوشى/a ناخوشى.
[١١] -a - به.