ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٥١ - فصل در خلاصى از آفت مال
گاه مىباشد كه مردم سؤال از تو مىكنند و تو را معذور نمىدارند و هرگاه جميع مالِ خود را بدهى بىمال و درمانده مىشوى.
بعد از آنْ آن حضرت به جماعت صوفيّه گفتند كه: بعد ازپيغمبر كسى را]m .b ٨٥[ در فضل و زهد مثل سلمان و ابوذر نمىيابيد؛ و سلمان هرگاه نصيب خود را از حضرت مىگرفتند قوت يك ساله را جدا مىكردند تا سال ديگر كه[١] وقت نصيب او بيايد، پس شخصى به سلمان گفت: تو با زهدى كه دارى اين كار مىكنى و حال آنكه نمىدانى شايد امروز يا فردا بميرى! سلمان در جواب فرمودند: چنانچه بر مردن من مىترسيد چرا امّيد به زندگى من نداريد؟! اى جاهلان! آيا نمىدانيد كه هرگاه نفس روزىِ خود را نيابد صاحبش را مضطرب مىسازد و هرگاه معيشت خود را ذخيره نمود آرميده مىشود[٢].
و امّا ابوذر چند عدد شتر و گوسفند كمى[٣] داشت كه آنها را مىدوشيد و[٤] هرگاه عيالش گوشت مىخواستند يا مهمانى وارد مىشد گوسفندى به جهت ايشان مىكشت. و هرگاه در جماعت سقّايان كه با وى بودند[٥] پريشانى مىيافت شترى يا گوسفندى براى ايشان مىكشت و قدرى به جهت خود برمىداشت امّا زياده از حصّهاى كه به هر درويشى مىرسيد برنمىداشت. و كسى زاهدتر از اينها نبود و حال آنكه پيغمبر در شأن ايشان سخنان بىشمار گفته بود و مَع هذا چنان نبود كه مالك چيزى نباشند چنانچه شما صوفيّه امر مىكنيد مردم را به آنكه[٦] هرچه داشته باشند دور اندازند و به مردم بدهند با آنكه خود و عيال خود[٧] محتاج باشند.
[١] -a s - كه.
[٢] - مىشود/a شود.
[٣] - كمى/m يكى.
[٤] -s - و.
[٥] -s + و.
[٦] - آنكه/m آنچه.
[٧] -m - خود.