تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - آيه
چند تشبيه لطيف
آيا از حكمت است كه روح كه در خواب مى رود دو باره بر گردد ؟
چند تشبيه لطيف ١ - بىاعتنايى مرد عارف را به دنيا ، و زخارف زندگى دنيوى را به خواب بودن عارف تشبيه نموده است ، چنان كه انسان در خواب رفته از رويدادهاى پيرامون خود اطلاعى ندارد ، مرد عارف نيز از پديده هاى مادى جهان بر كنار بوده ، گويى اين پديده ها به او مربوط نيستند .
مرد عارف مانند قلم كه در دست نويسنده بىاختيار تابع اراده نويسنده است پيرو مشيت خداوندى است ، و هيچ گونه اراده در مقابل خدا اظهار نمى كند ، البته در مباحث جبر و اختيار اين مسئله مشروحاً بررسى خواهد شد .
٢ - پيوستن مجدد روح را با بدن به آبستن شدن بدن بروح تشبيه مى كند .
فرود آمدن روح را به بدن مانند اين كه صفير و دانهاى مرغى را به قفس يا دام مى اندازد تشبيه كرده است .
٣ - شروع روز و انقراض شب را تشبيه مى كند به ترك جنگى كه با در دست داشتن سپر طلايى ( خورشيد ) سپاهيان شب را نابود ساخته است .
٤ - باز تشبيه ديگرى - كه بر آمدن آفتاب را ، به كركس طلائى تشبيه مى كند كه در فضا پر گرفته باشد .
٥ - در هنگام شب كه روح از بدن موقتا كنار مى رود ، به پا كشيدن انسان از زين اسب تشبيه نموده است .
٦ - پيوستن روح به بدن را بار ديگر به زنجير و بند دراز تشبيه مى كند .
كاش چون اصحاب كهف آن روح را حفظ كردى يا كه كشتى نوح را
آيا از حكمت است كه روح كه در خواب مى رود دو باره بر گردد ؟
اى كاش مشيت خداوندى چنين بود كه ارواح را مانند اصحاب كهف در همان حال خواب ، يعنى در پشت پرده طبيعى نگه مى داشت ، چنان كه اگر كشتى نوح رانگه مى داشت دو باره با پياده شدن در اين كرهء خاكى و ابتلاء به ماديات ، از روحانيت