تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٣ - آيا طريقت با شريعت ناسازگار است ؟
است . البته هيچ متفكر نمى توانند خود را از اشتباه مصون بداند ، نهايت امر اين است چون موضوعاتى را كه عرفا مورد بررسى و تذكر قرار دادهاند فوق العاده حساس است ، لذا اشتباه آنان چشمگيرتر ديده مى شود ، و چنان كه در طول اين كتاب ملاحظه مى فرماييد جلال الدين به اشتباهاتى دچار شده است كه ما تا حدود توانايى آنها را متذكر و مورد بررسى قرار مى دهيم .
بلى ، گروهى از آنان روشى كه در تأويل آيات در پيش گرفتهاند ، مى توان گفت : مخالف روش تمام فرق مسلمين مى باشد .
خلاصه از مجموع نوشته هاى معتبر مانند « التعرف لمذهب اهل التصوف » و « اللمع » تأليف سراج طوسى بر مى آيد كه اينان به اضافهء عقايد و احكام ثابت شدهء اسلامى تزكيهء روحى و رياضت و بىاعتنايى به دنيا را هم كه موجب بروز حالات روحانى شديد مى گردد پذيرفته و مورد عمل قرار مى دهند . اين بحث در مقدمهء كتاب به طور مشروح بررسى شده است مطالعه كنندهء محترم مراجعه فرمايد ، و ما مى دانيم كه تزكيهء نفس و تخلق به اخلاق الله خود بزرگترين هدف بعثت تمام انبياء عظام است ، ولى نبايستى تشخيص وسيله معينى را در متن هدف به عنوان مكتب معرفى كرده و آن را در مقابل مكتب اسلام به طور جداگانه قرار بدهيم . خلاصه شهودگرايى و عرفان مثبت بلى ، مكتب سازى نه .
موضوع دوم - اين است كه اگر در مواردى مشاهده شود كه بعضى از آنان مخالف مكتب اسلام عمل كردهاند ، ولى ادعاى آنان اين است كه موافق اسلام مى باشند ، بايستى دقت نمود كه اين مخالفت به چه علت بوده است ؟ و در كدامين مقدمه اشتباه كردهاند ؟ يا مثل بعضى از اشخاص در ساير طبقات چرا غرص ورزى نمودهاند ؟ و به طور كلى در اين موارد بايستى كاملًا دقت شود سپس قضاوت عادلانه انجام بگيرد ، و ما نمى توانيم با مشاهدهء يك انحراف كوچك و يك خطا و اشتباه گوينده را خارج از اسلام معرفى نماييم .
نتيجهاى كه مى خواهيم از اين بحث بگيريم اين است كه اگر مقصود . كسانى كه مى گويند : شريعت با طريقت سازگار نيست ، واقعاً مى خواهند ميان شريعت حقه كه