تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٣ - تفسير ابيات
لذا آن را در شكل استمرار و اتصال كه به صورت واحدى در مى آيد احساس مى كنيم ، و همين جهان نو را كهنه تصور مى كنيم ، مثالهايى كه اين مطلب را روشن مى كند از قرار ذيل است :
هنگامى كه آتش گردان را در دست خود با شتاب بگردانيم ، خواهيم ديد : يك دايرهء حقيقى نمودار مى گردد كه به هيچ وجه آن دايره را نمى توانيم از نظر حس بينايى به نقطه هاى گسيخته تجزيه كنيم ، در صورتى كه آتش گردان مفروض يك موجود محدودى است كه به جهت حركت از نقطه هاى نزديك به هم عبور نموده است .
اگر شاخه هاى آتش را با سرعت در دست حركت بدهيد ، فقط يك خط مستقيم طولانى به شما نشان مى دهد كه هيچ گونه نقاط را در آن نمى توان تشخيص داد .
اين است كه حركت سريعى كه در جهان طبيعت وجود دارد ، در قرآن مجيد در يكى از آيات مى فرمايد :
« وَتَرَى اَلْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ اَلسَّحابِ » ٢٧ : ٨٨ [١] ( تو كوه ها را مى بينى و گمان مى كنى آنها راكد و ايستادهاند در صورتى كه آنها مانند ابرهاى گذران در حركتند ) « كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » ٥٥ : ٢٩ [٢] ( در هر روزى او ( خدا ) در كارى است . ) تفسير ابيات چند بيت گذشته كه مورد بحث و بررسى قرار داديم ، يكى از موارد بسيار پر معناى مثنوى جلال الدين است .
خرگوش در رفتن به سوى شير تأخير زيادى كرد ، زيرا مكرى كه طرح كرده بود ، اقتضاى چنان تأخير را مى كرد ، پس از گذشت مدتى خود را
[١] سوره النمل ، آيه ٨٨ . .
[٢] سوره الرحمن ، آيه ٩٢ . .