تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٢ - تفسير ابيات
مى گويد : همان سببهاى پشت پرده است كه انبيا را در كارهاى خويش رهبرى مى نمايد .
آنان با تماس با آن سببها ، مى توانند معجزاتى را در اين جهان مادى نمودار بسازند . آن اسباب پشت پردهاى يا از حيث ثبات و عظمت از اين سببهاى عاريتى برتر است . عقول ما آدميان با همين علل و اسباب طبيعى مأنوس و محرم است ، در صورتى كه انبياء مى توانند آن اسباب برترين را در اختيار بگيرند .
اگر بخواهى اسباب اين جهان را مجسم كنيم ، مى توانيم آنها را به طنابهايى تشبيه كنيم كه به چاه طبيعت با وسايل و قوانين طبيعى سرازير مى گردند . ولى اين رسنها به خودى خود به چاه فرو نمى آيند ، و آب پر نمى كنند ، و سپس به بالا نمى آيند ، بلكه همهء اينها علل عالىترى را دارد كه خود همان چرخ گردان دهنهء چاه و هدفها و اصول مقررهء است .
كوتاه ساختن نظر و منحصر كردن ديدگاه در رسن بدون توجه به چرخهء گردان بالاى چاه ، لغزش عقلانى و وجدانى است كه آدميان كوته بين مبتلا هستند ، اين رسنهاى سببها را در جهان نمى توان به خود آن رسنها نسبت داد .
پس براى اين كه در اين جهان از نظر علمى و احساسى دست خالى نباشى ، و براى اين كه موجودى باشى كه به ثمر رسيده باشد ، و مانند آن گياه خشك فقط براى سوختن زندگانى نكنى اين عوامل و پديده ها را به خود آنها نسبت مده .
نظامى گنجوى آن شاعر گران مايه و حكيم سترگ مى گويد :
بر طبل تهى مزن جرس را بىكار مدان نواى كس را هر ذره كه هست اگر غبارى است در پرده مملكت به كارى است اين هفت حصار بر كشيده آخر به گزاف نيست كرده