تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - چند تشبيه لطيف
كند ، فقط آرى فقط ، يك راه وجود دارد و آن اين است كه بايستى كوشيد و به تمام انسانها يك ايده آل كلى كه بتواند براى همهء افراد انسانى به عنوان هدف كلى زندگانى تثبيت گردد نشان داد ، وقتى براى افراد انسانى كه همه در اجزاء مادى كالبد بدن و نيروهاى درونى با يكديگر شباهت دارند ، و مى توانند با همديگر تفاهم داشته باشند هدفى اثبات شود كه آن هدف بتواند جان و مال آنها را به يكنواخت مطالبه نمايد ، و آنها هم اهميت آن هدف را واقعا درك كنند و بدانند كه پيش رفت آنان منحصر در همان هدف مى باشد ، در اين صورت مى توان گفت : همهء انسانها اعضاى يك پيكرند . لذا روايت گذشته هم اين قيد را داشت كه مردم با ايمان مانند اعضاى يك پيكرند نه بنى آدم ، چنان كه سعدى يا ساير شعراى انسانى مى گويند . خلاصه اين فرمول شگفت انگيز كه انسانها اجزاء يكديگرند ، بدون فرض يك روح كلى كه بتواند تمام آرمانهاى انسانى را به طور مشترك نشان بدهد ، و همگى بتوانند در وصول به آن روح كلى كه عبارت است از انسان به تمام معنى كامل ، فرموليست كه بحث در آن نتيجهاى نخواهد داشت . و به عبارت ديگر اين انسانها كه گاهى تفاوت ميان آنها از بىنهايت تا بىنهايت است ، نمى توانند با اين كلماتى كه در موقع هيجانات روحى مانند شعرهاى زيبا مى سراييم ، اتحادى پيدا كرده اجزاء يكديگر بوده باشند .
اما دو آيه شريفه مربوط به اين مسئله نيستند ، زيرا آيه اولى آفرينش انسانها را از نظر خدا بيان مى كند ، آيهء دوم انسان را با نظر به طبيعت اولى او مى گويد ، نه با عوارض حيوانى كه قتل نفس و فساد را ايجاب مى كند آيهء مربوطه اين است :
« انما المؤمنون اخوه » ( مردم با ايمان برادرند ) .
چند تشبيه لطيف ١ - تشبيهى است كه امير المؤمنين على عليه السلام در بارهء جاهلان فرموده است ، مى فرمايد » مثل جاهلان مانند سبزه زيبايى است كه روى مزبله روييده است » . چنان كه سبزه در روى مزبله انسان را مى فريبد ، در صورتى كه نه ريشهاى دارد و نه مى تواند در جايگاه صحيحى ريشه بدواند ، انسان جاهل همچنين صورت زيبايى دارد ، ولى ريشه و اصل