فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٢ - صَبِر
طرف مقابل پرداخت مىگردد. همچنين است اگر برخورد خطاى محض باشد، مانند جايى كه مسير تاريك باشد و برخورد كنندگان يكديگر را نبينند يا برخورد كنندگان، كودك يا ديوانه باشند؛ ليكن ديه بر عهده عاقله( عاقله) مىباشد؛ اما تقاص صورت نمىپذيرد، مگر آنكه عاقله آنان از وارثان باشند[٣]
چنانچه برخورد از روى عمد باشد؛ بدين گونه كه هر دو يا يكى قصد كشتن ديگرى را داشته باشد يا صدمه به گونهاى باشد كه غالباً منجر به قتل مىگردد، حكم قتل عمد جارى مىشود[٤]
[١]لسان العرب، واژه «صدم»
[٢] جواهر الكلام ٤٣/ ٦٢ ـ ٦٣ ؛ تحرير الوسيلة ٢/ ٥٦٢
[٣] جواهر الكلام ٤٣/ ٦٣ ـ ٦٤ و ١١٠ ؛ تحريرالوسيلة ٢/ ٥٦٣
[٤] جواهر الكلام ٤٣/ ٦٥ .
صراحت تصريح
صُراخ فرياد
صرافى صرف؛ بيع
صرد
صُرَد: شير گنجشك؛ وركاك؛ پرندهاى با سر و منقار بزرگ كه گنجشك و پرندگان كوچك را شكار مىكند[١]
از آن در باب اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
خوردن گوشت صرد مكروه است[٢] بلكه به تصريح برخى خوردن آن كراهت شديد دارد[٣] ليكن برخى در كراهت آن اشكال كردهاند[٤] برخى معاصران تنها كشتن آن را مكروه دانستهاند[٥]
[١]لغت نامه دهخدا؛ جواهر الكلام ٣٦/ ٣١٥ ؛ تحرير الوسيلة ٢/ ١٥٦
[٢] النهاية/ ٥٧٨ ؛ قواعد الاحكام ٣/ ٣٢٧ ؛ جواهر الكلام ٣٦/ ٣١٣ ـ ٣١٥ ؛ منهاج الصالحين (خويى) ٢/ ٣٤٦
[٣] شرائع الاسلام ٤/ ٧٥١
[٤] مفاتيح الشرائع ٢/ ١٨٧
[٥] منهاج الصالحين (سيستانى) ٣/ ٢٩٣ .
صرع
صَرع: نوعى بيمارى عصبى.
صرع در لغت به معناى بر زمين افكندن و در اصطلاح پزشكى نوعى بيمارى عصبى و تناوبى است كه با تشنج، بروز اشكال در هشيارى، حركات غير ارادى و آشفتگيهاى حسى يا رفتارى همراه است. به فرد مبتلا به اين بيمارى «حملهاى» يا «مصروع» گويند. جهت نام گذارى اين بيمارى به صرع آن است كه بيمارى سبب مىشود