فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩١ - غَشّ
غضب حالتى نفسانى است كه نفس آدمى از آن متأثر و بر انتقام تحريك مىشود.[١] از نشانههاى آن، به هيجان در آمدن خون و سرخ شدن چشمها و متورم شدن رگهاى گردن است.
غضب آنگاه كه به خدا نسبت داده مىشود، مقصود عقاب و انتقام او از سركشان و متجاوزان و كافران است. از آن در بابهايى نظير طهارت، صلات، لعان، نذر و قضاء سخن گفتهاند.
حكم: غضب در آدميان دو قسم است: غضب ممدوح و پسنديده و غضب مذموم و ناپسند.
غضب پسنديده عبارت است از غضب كردن براى خداوند در اجراى امر به معروف و نهى از منكر و دفع دشمنان دين و مانند آن. غضب ناپسند عبارت است از غضب كردن براى دنيا و امور باطل.[٢]
روايات متعددى غضب براى دنيا و باطل را به شدت نكوهش و آن را كليد هر شرّ و تباه كننده ايمان آدمى معرفى كردهاند.[٣] رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حديثى مىفرمايد: «هر كس غضب خود را از مردم بازدارد، خداى تبارك و تعالى عذاب روز قيامت را از او دفع خواهد كرد».[٤] از اين رو، كظم غيظ( كظم غيظ) مستحب است.[٥]
در حديثى ديگر از امام باقر عليه السّلام آمده است: «كسى كه خشمگين شده، اگر ايستاده است بنشيند و اگر نشسته است بايستد. اين كار موجب دور شدن شيطان مىشود و چنانچه غضب كننده از خويشان باشد، به او نزديك شود و او را لمس كند. اين كار موجب فرونشستن آتش خشم مىشود».[٦]
ديگر احكام: وضو گرفتن، در صورت غضبناك شدن مستحب است.[٧]
بر تلاوت كننده قرآن مستحب است هرگاه به آيه دربردارنده غضب خدا برسد، به او پناه ببرد.[٨]
برقاضى، قضاوت كردن در حال خشم مكروه است؛[٩] چنان كه ادب كردن ديگرى همچون كودك و برده در حال غضب كراهت دارد.[١٠]