فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٦١ - ظرف
ظلمى كه خدا نمىبخشد و آن شرك به خدا است.
ظلمى كه خداى تعالى آن را رها نمىكند (و بر آن مؤاخذه مىنمايد) و آن حقوق و ديونى است كه بندگان بر گردن يكديگر دارند.[١٠] موضوع سخن در اين نوشتار، گونه سوم از ظلم است. از آن در بابهايى از قبيل طهارت، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، تجارت، يمين، كفارات، ارث و قصاص سخن گفتهاند.حكم تكليفى: ظلم حرام و از گناهان بزرگ است و در قرآن كريم حتى از گرايش به ستمگران نهى شده است.[١١]
توبه از ظلم: توبه كردن از ظلم واجب است. شرط پذيرفته شدن توبه آن است كه حقى را كه به ستم گرفته به صاحبش بازگرداند[١٢]( ردّ مظالم).
طهارت: ظلم از مبطلات وضو نيست ولى گرفتن وضو پس از آن مستحب است.[١٣]
جهاد و امر به معروف: يارى كردن مظلوم در صورت توانايى واجب است.[١٤] كمك كردن به ستمگران در ستمشان، بلكه در ارتكاب هر كار حرامى از سوى آنان حرام است؛ اما در غير محرمات، مانند مباحات و طاعات، در صورتى كه موجب افزايش شوكت و قدرت ايشان نشود جايز مىباشد.[١٥]
پذيرش هداياى حاكمان ستمگر و آمد و شد با ايشان جايز است، مگر آنكه موجب افزايش جرأت آنان بر ستمشان گردد؛[١٦] اما اگر موجب تخفيف ظلم و كاهش جرأت آنان بر ستم شود، رعايت جانب اهم لازم است.[١٧]
تجارت: تظلم و دادخواهى مظلوم به ذكر ستم ستمگر، نزد فرد يا مقامى كه اميد مىرود داد او را از ظالم بستاند، بلكه ـ بنابر قولى ـ نزد غير او، از موارد جواز غيبت( غيبت) است.[١٨]
يمين: دروغ گفتن و قسم دروغ براى دفع ستم از جان، عِرض و مال خود و يا ديگر مؤمنان، جايز و در پارهاى موارد، همچون خوف بر جان، واجب است.[١٩]
كفّارات: كشتن مؤمن از روى عمد و ظلم از موجبات كفّاره جمع است[٢٠] (كفّاره).