فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٢٣ - فقه
«المقنع» اثر شيخ صدوق و «النهاية» تأليف شيخ طوسى، فقه منصوص به شمار مىروند[٢]
[١]ادوار الفقه الامامى/ ١٠٨ ـ ١٠٩ ؛ الهداية (مقدمه)/ ١٨
[٢] الهداية (مقدمه)/ ١٨ ـ ١٩ ؛ المهذب (مقدمه) ١/ ٢٢ ـ ٢٣ ؛ ادوار الفقه الامامى/ ١٠٨ ـ ١٠٩ .
فقير فقر
فقيه
فقيه: دارنده ملكه استنباط حكم فرعى شرعى از منابع معتبر.
فقه در لغت به معناى فهم، فطانت و درك عميق و دقيق آمده است و اساس و ريشه آن به گشودن و شكافتن باز مىگردد و فقيه به كسى اطلاق مىشود كه داراى فهم عميق و دقيق است، احكام را مىكاود و گرهها و معضلات آن را مىگشايد و حل مىكند.
واژه فقه و فقيه در آيات و روايات در همان معناى لغوى به كار رفته و همه معارف و آموزههاى دينى؛ اعم از اصول و فروع را دربر مىگيرد و اختصاص به حوزه خاصى ندارد؛ ليكن به تدريج در اصطلاح فقها محدود به حوزه خاصى شده است و امروزه فقيه به كسى اطلاق مىگردد كه در رشتهاى خاص از علوم اسلامى؛ يعنى احكام فرعى شرعى داراى ملكه استنباط است و مىتواند حكم شرعى هر مسئلهاى را با بحث و بررسى از ادله معتبر شرعى به دست آورد.[١]
در كلمات متأخران، واژه مجتهد نيز به معناى فقيه به كار رفته است.
از احكام مربوط به آن، ذيل عناوين اجتهاد(اجتهاد)، تقليد( تقليد) و فقه( فقه) سخن رفته است؛ چنان كه قلمرو ولايت فقيه در عنوان ولايت فقيه مطرح خواهد شد(ولايت فقيه).
[١]مجمع البحرين، واژه «فقه» ؛ منتهى المطلب ١/ ٧ ؛ معالم الدين (قسم الفقه) ١/ ٩٠ .
فقيه جامع شرايط
فقيه جامع شرايط: فقيه داراى همه شرايط لازم براى مرجعيت.
بر فقيهى كه داراى ملكه استنباط احكام از ادلّه است و شرايط لازم، همچون ايمان، عدالت، زهد، و پارسايى را براى تصدى منصب مرجعيت دارد، فقيه جامع شرايط اطلاق مىشود[١](فقيه) (تقليد).
[١]جواهر الكلام ٢١/ ٣٩٩ ؛ القضاء و الشهادات (شيخ