فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧١٣ - فِطرت
ـ ٣٣٠ ؛ مستند الشيعة ١٩/ ٤٣١ ـ ٤٣٢ ؛ جواهر الكلام ٣٩/ ٢٦٢
[٢٠] الشرح الصغير ٣/ ٢٢٢ ؛ وسيلة النجاة/ ٣١٧ ؛ هداية العباد (گلپايگانى) ١/ ٣٣٥ ؛ مهذب الاحكام ١١/ ٤٩٣
[٢١] جواهر الكلام ٢١/ ٢٣٩ ـ ٢٤٠
[٢٢] ٣٩/٢٦٤
[٢٣] ٢٨/٣٧
[٢٤] ٤٥٢
[٢٥] وسائل الشيعة ٢٠/ ٤٢ ـ ٤٣
[٢٦] جواهر الكلام ٤٣/ ٤٢١ .
فقه
فقه: علم به احكام شرعى فرعى از ادلّه تفصيلى.
فقه در لغت به معناى فهم، فطانت و درك دقيق و عميق آمده است و حقيقت آن شكافتن و گشودن است و فقيه به كسى گويند كه احكام را مىشكافد و بررسى مىكند و معضلات و گرههاى آن را مىگشايد.[١]
واژه فقه در قرآن و سنّت كاربرد گستردهاى دارد و به همان معناى لغوى؛ يعنى فهم عميق از معارف و آموزههاى اسلامى به كار رفته و اختصاص به حوزه خاصى از دين ندارد؛ ليكن به تدريج در اصطلاح فقها اين واژه به شاخهاى خاص از علوم دينى (احكام شرعى فرعى) اختصاص يافته است؛ از اين رو، فقه در اصطلاح فقها عبارت است از علم به احكام شرعى فرعى از ادله تفصيلى آن.[٢]
اقسام احكام شرعى: احكام شرعى به دو بخش كلى تكليفى و وضعى تقسيم مىشود. احكام تكليفى عبارت است از بايدها و نبايدهاى الزامى و غير الزامى كه به طور مستقيم مرتبط با فعل مكلف است و به پنج نوع واجب، مستحب، حرام، مكروه و مباح تقسيم مىگردد (حكم تكليفى).
احكام وضعى به طور مستقيم مرتبط با فعل مكلف نيست و بيشتر موضوع حكم تكليفى قرار مىگيرد، مانند طهارت و نجاست كه وصف اعيان خارجى است و يا صحّت و فساد كه وصف اعمال عبادى و يا عقود و ايقاعات قرار مىگيرد[٣] (حكم وضعى).
مقصود از «فرعى» در شناسه، آن دسته از احكام شرعى است كه به افعال و اعمال مكلف تعلق مىگيرد. با اين قيد، مسائل اعتقادى كه از اصول دين به شمار مىرود از حوزه علم فقه خارج مىشود. از اين گونه مسائل در علم كلام و مانند آن بحث مىشود.
مقصود از «ادله تفصيلى» منابع