فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٧ - غَلْق رهن
بنابر اين، آوازى كه طرب آور و داراى ترجيع باشد، در صورتى كه سنخيتى با مجالس لهو و فسق نداشته باشد، مصداق غنايى كه موضوع حكم شرعى است، نخواهد بود[٢٥]
آواز طرب آورى كه در گلو گردانده و به سبك اهل فسق و فجور خوانده شود و مناسب مجالس و محافل آنان باشد بنابر همه ديدگاهها مصداق غنا است.[٢٦]
آيا مراد از طرب آورى در تعريف غنا، طرب آورى فعلى است يا شأنيت طرب آورى كفايت مىكند؟ مسئله محل اختلاف است.
بنابر قول نخست، آواز بايد بالفعل در همه يا بعض شنوندگان ايجاد طرب كند؛ ليكن بنابر قول دوم، صرف وجود اقتضاى طرب آورى كفايت مىكند؛ هرچند بر اثر موانعى، در شنوندگان ايجاد طرب نكند.[٢٧]
حكم تكليفى: آواز خوانى به سبك غنا [= تغنّى] و مزد گرفتن در ازاى آن، همچنين ياد دادن، فراگرفتن و گوش دادن به آن حرام است؛ خواه محتواى آن حق باشد يا باطل و خواه همراه با آلات و ابزار موسيقى باشد يا بدون آن.[٢٨] دو مورد از اين حكم استثنا شده كه عبارت اند از:
الف. عروسى: به قول جمعى از فقها آواز خوانى زن در مراسم عروسى به شرط استفاده نكردن از كلمات و اشعار باطل، حضور نداشتن مردان، نشنيدن نامحرمان و به كار نگرفتن آلات لهو، جايز است[٢٩]ليكن برخى ديگر آن را استثنا نكرده و جايز ندانستهاند[٣٠](عروسى).
ب. حُداء: مراد از آن اشعارى است كه ساربان براى شتران مىخواند تا آنها را به طرب وادارد كه مسافت طولانى را در زمانى كوتاه بپيمايند.[٣١]
جمعى از فقها حدا را نيز از حرمت غنا استثنا كردهاند.[٣٢] اين قول به مشهور نسبت داده شده است؛[٣٣] ليكن برخى حدا را در فرض صدق غنا بر آن، حرام دانستهاند.[٣٤]
بنابر قول به جواز، آيا جواز حداء به شتر اختصاص دارد يا شامل ساير حيوانات، همچون اسب و قاطر نيز مىشود؟ مسئله محل اختلاف است.[٣٥]