فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٥ - غلط
دوم؛ از مجموع كلمات لغويان و فقها استفاده مىشود كه غنا از مقوله كيف عارض بر صوت (آواز) است و واژهها و حروف دخلى در تحقق آن ندارند. بنابر اين، غنا به صرف آواز به گونهاى ويژه، بدون واژگان و كلمات نيز تحقق مىيابد.[٢]
غنا از منظر لغويان: لغويان از غنا تعاريفى مختلف كردهاند كه عبارتاند از:
صوت.[٣] مراد از صوت همان آواز با كيفيتى ويژه استكه برصدا عارض مىشود.[٤] صدايى كه بالابرده شود و پى در پى باشد.[٥] مراد از پى در پى بودن صدا، ترجيع؛ يعنى در گلو گرداندن صدا است؛ بدين شكل: آ ا آ ا آ ا آ ا.[٦] برخى ترجيع را به نزديك كردن آهنگ حركات در صدا به يكديگر تعريف كردهاند كه تعبيرى ديگر از گرداندن صدا در گلو است.[٧] صداى طرب آور.[٨] مراد از طرب، سبكى اى است كه به سبب شدّت اندوه يا خوشحالى بر انسان عارض مىشود.[٩] برخى، طرب را به حالت و كيفيت عارض بر انسان؛ يعنى لذت آميخته با درد، تعريف كردهاند.[١٠] بعضى صداى طرب آور را ملازم با ترجيع دانستهاند[١١] ( ترجيع). كشيدن صدا.[١٢] در گلو گرداندن صدا.[١٣]معانى ديگرى نيز بيان شده كه به تعاريف ياد شده باز مىگردد.[١٤]
برخى گفتهاند: رسالت لغويان بيان ماهيت و حقيقت لغات نيست؛ بلكه وظيفه آنان شرح الاسم؛ يعنى ترجمه لفظى به لفظى ديگر است كه تا حدودى از اجمال لغت كاسته شود، مانند تعريف «سعدانه» به گياهى. بنابر اين، غرض لغويان در موضوع بحث، بيان حدّ تام غنا نيست؛ بلكه ترجمه لفظ آن و اينكه غنا از مقوله آواز است، و تعريف آن را به عرف واگذار كردهاند.[١٥]
غنا از منظر فقها: كلمات فقها نيز در تعريف غنا مختلف است كه در ذيل به مهمترين آنها اشاره مىشود:
كشيدن صدا همراه با گرداندن آن در گلو [= ترجيع] در صورتى كه طرب آور باشد. اين تعريف به مشهور نسبت داده شده است.[١٦]