فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٩ - غسل دخول مكه
براى توبه از گناه؛ براى تظلّم و شكايت بردن نزد خداوند از ستم ستمگر؛ براى ايمن شدن از ظلم ظالم؛ براى برطرف شدن بلاى سختى كه نازل شده كه روزهاى سيزده، چهارده و پانزدهم ماه را روزه مىگيرد و هنگام زوالِ (وقت ظهر) روز پانزدهم غسل مىكند؛ براى مباهله؛ براى به دست آوردن نشاط در عبادت يا خصوص نماز شب؛ براى نماز شكر و براى غسل دادن يا كفن كردن ميّت[١١]
ب. غسلهايى كه استحباب آنها به سبب ارتكاب برخى اعمال است. اين نوع را غسل فعلى سببى ناميدهاند، مانند غسل توبه، بنابر اينكه استحباب غسل براى ارتكاب گناه باشد نه براى توبه. بنابر ديدگاه دوم غسل توبه از نوع نخست غسلها خواهد بود؛ چنان كه در آن قسم نيز برشمرده شده است؛[١٢] غسل براى كشتن وزغ؛[١٣] غسل نوزاد بنابر قول مشهور.[١٤] از برخى قدما وجوب آن نقل شده است.[١٥] زمان اين غسل از هنگام ولادت تا وقتى است كه از نظر عرف غسل نوزاد بر آن صدق كند، مانند يك يا دو روز؛[١٦] به قول مشهور، غسل براى كسى كه پس از سه روز به دار آويخته بودن مسلمان به قصد ديدن وى به آنجا برود و او را ببيند.[١٧] برخى قدما آن را واجب دانستهاند؛[١٨](صَلَب)؛ بنابر قول مشهور متأخران، غسل براى كسى كه نماز آيات ناشى از گرفتن تمامى قرص ماه يا خورشيد را از روى عمد در وقت نخوانده باشد و اكنون بخواهد قضاى آن را به جا آورد. گروهى قائل به وجوب غسل شدهاند؛[١٩] غسل براى زنى كه خود را براى غير شوهر خوش بو كرده است؛[٢٠] براى كسى كه مُسكرى خورده و خوابيده است و براى كسى كه بعد از غسل ميّت او را مسّ كرده است.[٢١]
زمان غسل فعلى غايى پيش از فعل و فعلى سببى تا پايان عمر است؛ هرچند مبادرت به غسل مستحب مىباشد.[٢٢]
غسلهاى زمانى و نيز فعلى سببى با حدث باطل نمىشود؛ ليكن در اينكه غسلهاى مكانى و فعلى غايى با حدث باطل مىشود يا نه، اختلاف است.