فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١٠ - عورت
سهم شوهر (نصف) به يك سوم كاهش مىيابد. عمر پس از مشورت با گروهى، نقص را بر همه به نسبت سهمشان وارد كرد. از ابن عباس نقل كردهاند كه به اين حكم اعتراض كرد و گفت: اگر وارثانى را كه خدا مقدم كرده، مقدم داشته و وارثانى را كه خدا مؤخر داشته، مؤخر مىداشتند، هيچ گاه عول لازم نمىآمد[٤]
محل اختلاف: عول تنها در ميان وارثانى كه مقدار ارث آنان در قرآن كريم تعيين شده رخ مىدهد. آن نيز تنها در فرض وجود زوج يا زوجه با ديگر ورثه فرضبر (دختر يا دختران و خواهر يا خواهران پدرى و مادرى يا پدرى) در برخى موارد تحقق مىيابد، مانند اينكه وارثان، زوج، پدر و مادر و دختر يا زوجه، پدر و مادر و دو دختر باشند. بنابر ديدگاه فقهاى امامى زوج يا زوجه و نيز پدر و مادر تمامى سهم خود را برمىدارند و باقى مانده به دختر يا خواهر ميّت مىرسد. بنابر اين، نقصان در سهم دختران يا خواهران پدرى و مادرى يا پدرى خواهد بود.[٥]
ضابطه كلّى: ضابطه كلّى در ورود نقص بر وارثان از ديدگاه شيعه فرضى است كه در قرآن كريم براى وارثان مقرر شده است. اگر براى وارث تنها يك فرض مقرر شده باشد، مانند دختران، نقص متوجه او مىشود؛ اما اگر براى وارث، دو فرض ـ فرض كم و فرض زياد ـ مقرر شده باشد، مانند زوج و زوجه و مادر و برادران مادرى، نقص متوجه او نمىگردد و در نتيجه از سهم تعيين شده چيزى كاسته نمىشود.[٦]
[١]الإنتصار/ ٥٦١
[٢] مسالك الافهام ١٣/ ١٠٧ ؛ الانوار اللوامع ١٤/ ٤٥٨
[٣] كشف الرموز ٢/ ٤٤٢ ؛ جواهر الكلام ٣٩/ ١٠٥ ـ ١٠٦
[٤] الخلاف ٤/ ٧٣ ـ ٧٦ ؛ مسالك الافهام ١٣/ ١٠٨ ـ ١١٣
[٥] جواهر الكلام ٣٩/ ١٠٩ ـ ١١٠
[٦] التنقيح الرائع ٤/ ١٥٦ .
عويل
عَويل: بلند كردن صدا به گريه[١]( فرياد).
[١]مجمع البحرين، واژه «عول».
عهد
عهد: التزام و تعهد به انجام دادن يا ترك كارى.