فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩١ - عُمرى١٦٤٨
[٢] پدر و مادر با همه مراتب اجداد آن دو.[١]
( پدر) ( جدّ) ( مادر) ( فرزند)
[١]ماوراء الفقه ١٠/ ٢٤٠ ـ ٢٤١ .
عموزاده
عموزاده: فرزند عمو.
از آن در بابهاى طهارت، تجارت، وصيّت، نكاح و ارث نام بردهاند.
عموزادهها از خويشان نسبى به شمار مىروند، ليكن با يكديگر مَحرم نيستند؛ از اين رو، مىتوانند با يكديگر ازدواج كنند.[١]
عموزاده از كسانى است كه به بردگى گرفتن آنان با وجود شرايط بردگى مكروه است.[٢]
عموزاده در تجهيز ميّت در صورت نبودن خويشى نزديكتر از او به ميّت، سزاوارتر از ديگران است و ولىّ مّيت محسوب مىشود.[٣]
عمو و عموزاده در ارث، همچون عمّه، دايى، خاله و فرزندان آنان در طبقه سوم قرار دارند. بنابر اين، با وجود طبقه دوم نوبت به آنان نمىرسد؛[٤] چنان كه با وجود عمو نوبت به عموزاده نمىرسد، مگر در يك مورد و آن وجود عموزاده پدرى و مادرى با عموى پدرى است كه در اينجا عموزاده مقدم بر عمو است و ارث به او مىرسد. در غير اين مورد با نبود عمو، دايى، خاله و عمّه، عموزاده، هرچه پايين رود از ميّت ارث مىبرد و سهم او از ارث به اندازه سهم عمو است و با تعدد عموزادگان، مال ميان آنان يكسان تقسيم مىگردد.[٥]
( عمو)
[١]الحدائق الناضرة ٢٣/ ٣١٠
[٢] جواهر الكلام ٢٤ / ١٤٥
[٣] العروة الوثقى ٢/ ٢٥ ـ ٢٦
[٤] جواهر الكلام ٣٩/ ٩ و ١٨٨ ؛ توضيح المسائل مراجع ٢/ ٧٠٦ م ٢٧٢٨
[٥] جواهر الكلام ٣٩/ ١٧٦ ـ ١٨١ .
عمومعام و خاص
عموم احوالى عام و خاص
عموم استغراقى عام و خاص
عموم استيعابى عام و خاص