فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٠ - عُمرى١٦٤٨
به قول مشهور، در ولايت بر تجهيز ميّت، عمو سزاوارتر از دايى است.[١]
عمو از كسانى است كه به بردگى گرفتن آنان مكروه است[٢]( بردگى).
عموبا برادرزادهاش مَحرم است؛ هرچند دختر رضاعى برادرش باشد؛ از اين رو، ازدواج عمو با برادرزاده حرام است.[٣]
نفقه دادن به عموى فقير مستحب است.[٤]
عمو از ميّت ارث مىبرد و از طبقه سوم وارثان نسبى به شمار مىرود.
چنانچه وارث ميّت تنها عموى او باشد، تمامى آنچه از ميّت بر جاى مانده به او مىرسد و اگر متعدد باشد، در صورتى كه از جهت قرابت و خويشى هم رتبه باشند، همه مال را مساوى ميان خود تقسيم مىكنند و اگر هم رتبه نباشند، عموى مادرى در صورت تنهايى يك ششم و درصورت تعدد يك سوم مال را به ارث مىبرد و باقى مانده به عمو يا عموهاى پدرى و مادرى مىرسد. عموى پدرى با وجود عموى پدرى و مادرى ارث نمىبرد؛ چنان كه عموى پدرى با وجود پسر عموى پدرى و مادرى ارث نمىبرد.
اگر عمو در ارث با عمّه جمع شود و از لحاظ خويشاوندى در يك رتبه باشند، مانند آنكه هر دو از طرف پدر و مادر يا هر دو تنها از طرف پدر با ميّت قرابت داشته باشند، عمو دو سهم و عمّه يك سهم مىبرد.
اگر وارث، عمو، عمّه، دايى و خاله باشند، عمو و عمّه سهم پدر ميّت؛ يعنى دو سوم، و خاله و دايى سهم مادر ميّت؛ يعنى يك سوم مال را ارث مىبرند.[٥]
( عموزاده)
[١]جواهر الكلام ١٢/ ١٤
[٢] ٢٤/ ١٤٥
[٣] ٢٩/ ٢٤١ و ٣٠٩
[٤] ٣١/ ٣٦٨ و ٣٧١
[٥] ٣٩/ ٨ ، ١١ و ١٧٤ ـ ١٧٧ .
عمودان
عمودان: پدر و مادر/ پدر و فرزند.
عمودان، يعنى دو عمود. عمود در لغت به معناى ستون آمده و در اصطلاح در دو معنا به كار رفته است:
[١] پدر و هرچه بالا رود، مانند جدّ، جدّ جدّ و... و فرزند و هرچه پايين آيد، مانند نوه، نتيجه و... .