فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٥٠ - عقيم
علس
عَلَس: دانهاى خوراكى.
ديدگاه لغويان در معناى علس متفاوت است؛ نوعى گندم كه دو دانه در يك غلاف دارد و غذاى اهالى صنعا (منطقهاى در يمن) است؛ نوعى گندم مرغوب كه به سختى از پوست جدا مىشود؛ عدس و دانهاى سياه كه گاهِ خشكسالى مصرف دارد.[١] ازآن به مناسبت در باب زكات و تجارت سخن گفتهاند.
گندم و جو از غلاتى است كه به آنها زكات تعلق مىگيرد. بنابر تعريف علس به غير گندم، به طور قطع زكات در آن واجب نمىشود؛ ليكن برخى آن را نوعى گندم دانسته و در نتيجه قائل به وجوب زكات در آن شدهاند.[٢] در مقابل، برخى آن را جنسى مغاير جنس گندم دانسته و قائل به عدم وجوب زكات در آن شدهاند.[٣] اين قول به مشهور نسبت داده شده است. بنابر اين قول، زكات در آن مستحب است.[٤]
شرط تحقق ربا در معاملات، هم جنس بودن كالا و بهاى آن است. بنابر اينكه علس نوعى گندم باشد، حكم ربا در معامله گندم با علس نيز جريان مىيابد[٥] (ربا).
[١]لسان العرب، مجمع البحرين و لغت نامه دهخدا، واژه «علس»
[٢] المبسوط ١/ ٢١٧ ؛ كتاب السرائر ١/ ٤٢٨ ؛ البيان/ ٢٨٣
[٣] مختلف الشيعة ٣/ ١٨٧ ؛ مدارك الاحكام ٥/ ١٣٠ ـ ١٣١
[٤] جواهر الكلام ١٥/ ٢٠٥
[٥] ٢٣/ ٣٤٧ .
علف
علف: خوراك بعضى چارپايان، مانند اسب، الاغ، گاو و گوسفند.
از آن در بابهاى طهارت، صلات، زكات، انفال، حج، وديعه، اجاره، نكاح، اطعمه و اشربه و لقطه سخن گفتهاند.
طهارت: چنانچه بره و بزغاله قبل از علف خوار شدن بميرند، پنيرمايه درون شكم آنها حلال و پاك است و تنها ظاهر آن بايد آب كشيده شود.[١]
صلات: بر باديه نشينانى كه براى تأمين آب و علف چارپايان خويش پيوسته در حال جابه جايى اند، حكم مسافر بار نمىشود؛ از اين رو، نمازشان تمام و روزه شان صحيح است[٢](سفر).