فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٦ - عقد اُخوّت
ليكن كاربرد آن مهر كنيز است؛ چنان كه عنوان مهر در باره زن آزاد به كار مىرود؛ از اين رو، به زن آزاد «مَهيره» گويند[٢] برخى گفتهاند: عُقر، مهر زنى است كه از روى شُبهه با او آميزش شده است( آميزش به شبهه) و بر آميزش كننده در زن آزاد مهر المثل و در كنيز يك دهم در صورت باكره بودن و يك بيستم درصورت بيوه بودن ثابت مىشود كهبايد بپردازد. برخى در كنيز به مهر المثل قائل شدهاند[٣]
( مهر)
[١]جواهر الكلام ٣١/ ٢
[٢] مسالك الافهام ٨/ ١٣ ـ ١٤
[٣] كشف الرموز ١/ ٥١٥ .
عقرب
عقرب: كژدم/ هشتمين برج از برجهاى دوازده گانه، بين ميزان و قوس.
از آن به معناى نخست در بابهاى طهارت، صلات، حج، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
احكام: مردار حيوانى كه خون جهنده ندارد پاك است.[١] به نظر مشهور، در حكم ياد شده تفاوتى ميان انواع جانوران نيست؛ ليكن برخى قدما عقرب و وزغ را استثنا كرده و مردار آن دو را نجس دانستهاند.[٢]
چنانچه عقرب در چاه آب بميرد، در اينكه واجب است سه دلو آب از چاه كشيده شود يا يك دلو و يا هيچ يك واجب نيست، اختلاف است[٣](آب چاه).
به قول مشهور، نوشيدن مايع[٤] و نيز وضو گرفتن و غسل كردن[٥] با آبى كه عقرب در آن مرده مكروه است.
كشتن عقرب در حال نماز[٦] و نيز احرام جايز است.[٧]
عقرب از مسخ شدگان است كه خدا در امّتهاى پيشين، برخى را به صورت آن مسخ كرده است[٨](مسوخ).
خريد و فروش و نگهدارى جانوران موذى، از جمله عقرب جايز نيست.[٩]
خوردن عقرب كه از حشرات( حشرات) به شمار مىآيد، حرام است.[١٠]
از احكام عقرب به معناى دوم در باب حج و نكاح سخن گفتهاند.
مسافرت و نيز عقد ازدواج هنگامى كه قمر در برج عقرب است، كراهت دارد.[١١]