فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٧ - عِطر
كاربرد عفو جايى است كه حقى ثابت است و نسبت به آن، عفو صورت مىگيرد؛ يعنى آن حق ناديده گرفته و يا اسقاط مىشود؛ خواه حق اللّه باشد و يا حق الناس ( حق). از احكام آن در بابهاى طهارت، زكات، نكاح، يمين، شهادات، حدود و قصاص سخن گفتهاند.
كاربرد عفو: عفو در فقه هم در عبادات كاربرد دارد و هم در عقوبات.
الف. عبادات
عفو از خون: مستحاضهاى كه وظيفه خود ـ از وضو يا غسل ـ را انجام داده است، چنانچه پس از طهارت، پيش از نماز يا در حال نماز، خونى از او خارج شود، در صورتى كه استمرار داشته باشد، معفو و بخشوده است و موجب نقض طهارتش نمىشود.[١]
از شرايط صحّت نماز، طاهر و پاك بودن بدن و لباس نمازگزار است؛ ليكن خون جراحت ( جراحت) و نيز خون كمتر از درهم بغلى( درهم بغلى) ـ جز خون حيض، نفاس و استحاضه ـ بخشوده است. برخى، خون نفاس و استحاضه را نيز معفو دانستهاند. در اينكه بخشودگى شامل خون هر حيوان حرام گوشتى، بلكه نجس العين نيز مىشود يا نه، اختلاف است( خون).
عفو از نجاستها: لباسى كه به تنهايى پوشاننده عورت مرد در نماز نيست، مانند عرقچين و جوراب، چنانچه نجس شود، معفوّ و نماز گزاردن در آن صحيح است.[٢] در بخشودگى نجاسات، تفاوتى ميان نجاست كم و زياد و نيز نجاست از حيوان نجس العين و غير آن نيست؛[٣] چنان كه تفاوتى ميان آنكه از جنس ساتر (لباس پوشاننده عورت) باشد، مانند عرقچين و غير آن، همچون انگشتر، گردنبند و دستبند و نيز چاقو و شمشير نيست.[٤]
لباس پرستار كودك كه در طول روز چندين بار با ادرار بچه نجس مىشود، نجاستش با شرايطى معفو است و براى نمازهاى يوميّه، يك بار شستن آن كفايت مىكند( پرستارى).