فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٩ - عصر غيبت
نكاح: هر عضوى كه نگاه كردن اجنبى به آن حرام باشد، لمس كردن آن نيز حرام خواهد بود؛ ليكن عكس آن چنين حكمى ندارد[٧]( نگاه).
شكستن استخوانهاى عقيقه كراهت دارد؛ بلكه مستحب است اجزاى آن را عضو، عضو از يكديگر جدا كنند.[٨]
صيد و ذباحه: به قول مشهور، كندن پوست ذبيحه يا جدا كردن عضوى از آن، پيش از سرد شدن مكروه است. برخى آن را حرام و موجب حرمت گوشت ذبيحه دانستهاند.[٩]
قصاص:به تصريح قرآن كريم[١٠]قصاص دراعضا، همچون قصاص درنفس با فراهم بودن شرايطآن جريان دارد. به قصاص اعضا، قصاص طرف اطلاق مىگردد.[١١]
از شرايط قصاص عضو، امكان استيفاى آن با حفظ امنيت جان و يا سرايت به عضوى ديگر است. بنابر اين، چنانچه قصاص عضوى موجب به خطر افتادن جان صاحب عضو يا سرايت قطع يا جراحت عضو قطع شده به عضوى ديگر شود، قصاص جريان نمىيابد.[١٢]
در قصاص اعضا، تساوى دو عضو از نظر سلامت و اصلى بودن شرط است. بنابر اين، عضو سالم در برابر عضو فلج قصاص نمىشود.[١٣]
چنانچه جانى فاقد عضو آسيب ديده طرف باشد، ديه آن از او گرفته مىشود. اين مسئله در فقه تحت اين قاعده آمده كه هر عضوى كه با وجود آن به عنوان قصاص قطع مىشود، با فقدان آن از جانى ديه گرفته مىشود[١٤](قصاص).
در جنايت بر اعضا در فرضى كه آسيب زننده مرد و آسيب ديده زن باشد، چنانچه ديه عضو آسيب ديده كمتر از يك سوم ديه كامل باشد، جانى در برابر آن قصاص مىشود، بدون آنكه زن مالى به جانى پرداخت كند؛ اما اگر در حد ثلث يا بيشتر باشد، قصاص عضو جانى منوط به پرداخت مابه التفاوت ديه زن و مرد به جانى خواهد بود.[١٥]
ديات: همان گونه كه در قتل خطايى ديه ثابت است، در قطع و يا ناقص كردن عضو كسى از روى خطا نيز ديه ثابت است[١٦]( ديات).