فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٩ - عروسى
نوع دوم را از آنِ مالك ـ و نه مستحقان ـ دانستهاند[٧] برخى، مالكيت قهرى مستحقان را با عزل نپذيرفتهاند؛ هرچند با عزل، مالك، ضامن مال تلف شده نخواهد بود[٨]
آيا مالك پس از عزل و مشخص كردن مال زكاتى، مىتواند آن را با مالى ديگر جابه جا كند يا نه؟ مسئله محل اختلاف است[٩]( زكات).
زكات فطره: عزل زكات فطره( زكات فطره) همچون زكات مال جايز است و با مشخص كردن آن به نيّت زكات فطره تحقق مىيابد.[١٠]
اگر مالك پس از عزل، بدون عذر مال را به مستحق ندهد و تلف شود ضامن است.[١١]
درصورت كنار گذاشتن زكات فطره در مالى معيّن، تبديل آن به مالى ديگر جايز نيست. برخى، آن را جايز دانستهاند.[١٢]
دين: چنانچه بدهكار، طلبكار خود را نيابد تا بدهى خويش را به وى بپردازد، بر او واجب است هنگام وفات، مقدار بدهى را از اموال خود جدا و عزل كند و وصيّت نمايد كه به دست طلبكار برسانند. بر اين قول ادعاى اجماع شده است.[١٣] برخى، عزل را واجب ندانستهاند.[١٤]
صدقات: كنار گذاشتن صدقه، در فرض دسترس نداشتن به نيازمند، به قصد رساندن به او، مستحب است.[١٥]
عزل به معناى دوم در بابهاى وكالت، وقف، وصيّت و قضاء به كار رفته است.
عزل وكيل: موكّل مىتواند با هر لفظ يا فعلى كه بيانگر عزل وكيل باشد او را از وكالت بركنار كند، به شرط آنكه آن را به وكيل اعلام نمايد و بدون اعلام، عزل صورت نمىگيرد. برخى گفتهاند: در صورت عدم امكان اعلام عزل به وكيل، با گرفتن شاهد بر آن، عزل محقق و وكيل بركنار مىشود[١٦]( انعزال).
عزل متولى وقف: چنانچه واقف هنگام وقف كسى را براى سرپرستى مال وقفى تعيين نمايد، نمىتواند او را عزل كند، بلكه به قول برخى، حتى در صورت خيانت نيز عزل وى جايز نيست. در اين صورت بر او واجب است كسى ديگر را به متولى پيشين ضميمه كند.[١٧]