فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٢ - عُذر
عراق عجم
عراق عجم: مقابل عراق عرب.
عنوان ياد شده بر نواحى مركزى ايران اطلاق مىشد و گستره آن شهرهاى كرمانشاه، همدان، رى و اصفهان را دربر مىگرفت. در بحث زمينهاى مفتوح عنوه( زمين مفتوح عنوه) نيز از عراق عجم نام برده شده است.[١]
[١]رسائل المحقق الكركى ٣/ ١٠٩ .
عراق عرب عراق
عراقين
عراقين: كوفه و بصره.[١]
از آن به مناسبت در باب زكات نام بردهاند.
برخى قدما با استناد به روايتى از امام هادى عليه السّلام[٢] در زكات فطره، بر مردم مناطقى، از جمله عراقين پرداخت خرما را واجب دانستهاند؛[٣] ليكن مشهور فقها حكم وجوب را نپذيرفته و روايت را حمل بر استحباب كردهاند.[٤]
[١]مجمع البحرين، واژه «عرق»
[٢] وسائل الشيعة ٩/ ٣٤٣
[٣] المهذب ١/ ١٧٤ ـ ١٧٥ ؛ مختلف الشيعة ٣/ ٢٨٤
[٤] المبسوط ١/ ٢٤١ ؛ منتهى المطلب ٨/ ٤٥٩ ؛ الحدائق الناضرة ١٢/ ٢٧٩ ـ ٢٨٢ .
عَرَبون بيعانه
عربيت
عربيّت: زبان عربى.
از آن به مناسبت در بابهاى اجتهاد و تقليد، صلات، حج و بسيارى از ابواب معاملات سخن گفتهاند.
آموزش عربى: عربى زبان قرآن، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان عليهم السّلام است؛ از اين رو، فراگيرى آن مستحب و در روايات به آن سفارش شده است. در روايتى به نقل از امام صادق عليه السّلام آمده است: «زبان عربى را بياموزيد؛ زيرا عربى زبانى است كه خداوند با آن با بندگان خود سخن گفته است».[١]
از آنجا كه فهم قرآن و روايات متوقف بردانستن زبان عربى است، آشنايى با اين زبان از مقدمات و شرايط اجتهاد( اجتهاد) شمرده شده است.[٢]