فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٩ - عَجز
برخى گفتهاند: هرچند كلمات فقها در تعريف عدالت مختلف است؛ ليكن حقيقت عدالت نزد آنان يكى است. بنابر اين، اختلاف تنها در تعبير از عدالت است نه در معناى آن و بهترين و جامعترين تعريف از عدالت آن است كه عدالت كيفيتى نفسانى و راسخ در نفس است كه صاحب خود را بر ملازمتِ مروّت و تقوا بر مىانگيزاند.[١٢]
عدالت و مروّت: مروّت در لغت به معناى جوانمردى، مردانگى يا كمال آن آمده و مراد از آن در فقه، ملازمت عادات پسنديده و پرهيز از عادات و كارهاى مباح ناپسند و تنفرانگيز است؛ كارهايى كه ارتكاب آنها بيانگر فرومايگى و پستى فرد يا بىمبالاتى او در دين است، مانند غذا خوردن در خيابان در حال راه رفتن، ادرار كردن در گذر گاههاى عمومى، پوشيدن لباس زنانه توسط مرد و بوسيدن يا در آغوش گرفتن همسر در برابر ديگران كه مراتب ناپسندى و خلاف مروّت بودن آنها بر حسب زمان، مكان و افراد متفاوت خواهد بود.[١٣]
مشهور ميان متأخران، اعتبار مروّت در عدالت و يا در حسن ظاهر ـ كه كاشف از عدالت مىباشد ـ است. شرط نبودن مروّت در عدالت به مشهور قدما نسبت داده شده است.[١٤]
به تصريح برخى، ارتكاب منافيات مروّت به گونه موردى يا به اقتضاى ضرورت، به عدالت زيان نمىرساند. ضمن آنكه از نظر تأثيرگذارى در فسق بين ارتكاب منافيات مروّت و گناه كبيره تفاوت است؛ ارتكاب منافيات موجب خروج از عدالت مىشود، ليكن موجب فسق نخواهد شد.[١٥]
آيا ارتكاب گناه صغيره با عدم اصرار بر آن، زوال عدالت را در پى دارد يا نه؟ مسئله اختلافى است[١٦] (اصرار بر صغيره).
از عنوان ياد شده در بابهاى اجتهاد و تقليد، صلات، زكات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، حجر، وقف، وصيّت، طلاق، لقطه و شهادات سخن گفتهاند.