فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٨ - عُجب
در اينكه در اين گونه موارد مراد از عدالت چيست، كلمات فقها مختلف است.
شكى نيست كه عدالت با ارتكاب گناه كبيره و يا اصرار بر صغيره، بدون آنكه توبهاى صورت گرفته باشد، تحقق نمىيابد و اگر پيش از آن عادل بوده با ارتكاب گناه زوال مىيابد. اينك با توجه به اين نكته، به نقل كلمات فقها در تعريف عدالت ـ كه برخى تا پنج تعريف ذكر كردهاند ـ مىپردازيم:
[١] عدالت عبارت است از كيفيتى نفسانى يا هيئتى راسخ در انسان يا حالتى نفسانى يا ملكهاى ـ با اختلاف تعبيرها ـ كه انسان را بر ملازمت تقوا يا تقوا و مروّت برمى انگيزاند. بنابر اين تعريف، عدالت صفتى نفسانى خواهد بود.[٥] اين قول به مشهور متأخران، بلكه مشهور فقيهان نسبت داده شده است.[٦]
[٢] عدالت عبارت است از ترك گناه؛ اعم از كبيره و صغيره يا ترك كبيره و عدم اصرار بر صغيره. بنابر اين تعريف، عدالت، استقامت فعلى ـ نه نفسانى ـ در افعال و تروك است؛ خواه منشأ آن ملكه باشد يا نه.
[٣] عدالت عبارت است از ترك گناهان يا خصوص گناهان كبيره كه از ملكه نفسانى ناشى مىشود. بنابر اين تعريف، عدالت نه صرف صفتى نفسانى است و نه صرف استقامت عملى؛ بلكه آميزهاى از آن دو مىباشد؛ يعنى استقامت عملى ناشى از استقامت نفسانى. معناى دوم و سوم به ظاهر كلمات برخى نسبت داده شده است.[٧]
[٤] عدالت؛ يعنى اسلام با آشكار نشدن فسقى در بيرون.[٨] بنابر اين، هر مسلمانى كه از او فسقى ديده نشود، عادل به شمار مىرود.
[٥] عدالت عبارت است از حسن ظاهر؛ يعنى آراستگى ظاهرى از جهت پايبندى به احكام شرع مقدس( حسن ظاهر). اين تعريف به اكثر قدما نسبت داده شده است.[٩]
برخى، تعريف اول و سوم را يكى دانستهاند.[١٠] بعضى گفتهاند: دو قول آخر، در حقيقت دو ديدگاه متفاوت در معناى عدالت نيست؛ بلكه دو روش براى شناخت عدالت فرد است.[١١]