فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢١ - عبور
اين آيين جاهلى، همچون ديگر رسوم جاهلى مربوط به قربانى، در اسلام باطل اعلام شده است.[٤]
[١]الكافى (كلينى) ٨/ ٢٨
[٢] تذكرة الفقهاء ٨/ ٣٠٥ ؛ الدروس الشرعية ١/ ٤٩٢
[٣] لسان العرب و مجمع البحرين، واژه «عتر» ؛ مرآة العقول ٢٥/ ٦٣
[٤] الدروس الشرعية ١/ ٤٩٢ .
عتيق
عتيق: اسب اصيل تازى/ قديم؛ كهن/ برده آزاد شده( عتق).
عتيق به معناى نخست به اسبى گفته مىشود كه پدر و مادر آن عربى باشند؛ مقابل بِرذَون( برذون). از آن به مناسبت در باب زكات و تجارت سخن گفتهاند.
دادن زكات ماديان در صورت چرنده بودن در طول سال در چراگاه طبيعى و سپرى شدن يك سال از زمان مالكيت آن، مستحب است. مقدار آن دو دينار براى هر رأس اسب تازى است[١] (اسب).
جهاندن الاغ بر اسب نجيب مكروه است.[٢]
از عتيق به معناى دوم به مناسبت در باب تجارت سخن گفتهاند.
در بيع سلف( بيع سلف) اوصاف كالاى مورد معامله بايد مشخص شود. از جمله اين اوصاف در برخى كالاها، تازه يا قديمى و كهنه بودن كالا است، مانند روغن، پنير و خرما كه بايد مشخص شود جديد و تازه است يا قديم و كهنه.[٣]
[١]جواهر الكلام ١٥ / ٢٩٢
[٢] ٢٢ / ٤٦٧
[٣] تذكرة الفقهاء ١١/ ٣٠٥ و ٣١٥ .
عتيقه آثار باستانى
عجان
عِجان: بين دُبُر و قُبُل مرد.
از آن به مناسبت در باب صلات و ديات سخن گفتهاند.
عورت كه پوشاندن آن از ناظر محترم واجب مىباشد، به قول مشهور تنها قبل و دبر است و عجان عورت به شمار نمىرود[١]( عورت).
در جنايت بر عجان؛ به گونهاى كه موجب شود شخص نتواند بول و غايط خود را كنترل كند، ديه كامل ثابت است[٢]