فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٨ - عبد العظيم حسنى
اقسام: برده با يكى از شيوههاى زير آزاد مىگردد: عتق، مكاتبه( مكاتبه) و تدبير(تدبير).
اركان: اركان عتق عبارت است از صيغه (الفاظى كه در عتق به كارمىرود)، مُعتِق و مُعتَق.
[١] صيغه: بدون شك عتق با لفظ «تحرير» محقق مىشود. بنابر اين، چنانچه مولا به قصد آزاد كردن برده خود به او بگويد: «اَنتَ حرٌ؛ تو آزادى»، برده آزاد مىشود. در اينكه با لفظ «اعتاق» مانند «اَعتَقتُكَ» يا «اَنتَ مُعتَقٌ» يا «عَتيقٌ» نيز محقق مىشود يا نه، اختلاف است. عتق با ساير الفاظ محقق نمىشود.[٦]
در صورت ناتوانى مُعتِق از تلفظ، اشارهاى كه بيانگر آزاد كردن برده باشد كفايت مىكند.[٧]
صيغه بايد منجّز باشد و معلّق كردن آن بر شرط (چيزى كه احتمال وقوع آن مىرود) يا صفتى (چيزى كه وقوع آن حتمى است) جز تدبير صحيح نيست، مانند آنكه بگويد: «اَنتَ حرٌ اِنْ جاءَ وَلَدى؛ اگر فرزندم باز گردد تو آزادى» يا «اِذا طَلَعَ الشَمسُ فَاَنتَ حُرٌ؛ آنگاه كه خورشيد برآيد تو آزادى». از برخى قدما صحّت تعليق بر وقت و از بعض ديگر صحّت تعليق بر شرط نقل شده است.[٨]
[٢] مُعتِق: در آزاد كننده بلوغ، عقل، قصد، اختيار، محجور نبودن و قصد قربت شرط است. بنابر اين، عتق از سوى كودك، ديوانه، در حال خواب و مستى، مُكرَه، سفيه و مفلّس( تفليس) صحيح نيست.[٩] در صحّت عتق كودك ده ساله و بيشتر اختلاف است. اكثر فقها آن را صحيح نمىدانند.[١٠] در اينكه در معتِق، اسلام شرط است يا نه اختلاف است.[١١] گروهى در مسئله تفصيل داده و گفتهاند: چنانچه كافر منكر خدا باشد، عتق او صحيح نيست، اما اگر منشأ كفر، چيزى جز انكار خدا ـ مانند انكار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ـ باشد، عتق او صحيح خواهد بود.[١٢] عتق فضولى( فضولى) حتى با اجازه مالك، بنابر قول مشهور صحيح نيست.[١٣]