فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٤ - عاريه
بدين معنا كه علت تحمل ديه توسط آنان، قرار گرفتن ايشان در طبقات ارث است، نه اينكه هركس از قاتل ارث مىبرد از عصبه به شمار مىرود و در نتيجه با وجود طبقه نخست، عاقله همان طبقه باشد نه طبقه دوم[٤]
آيا عاقله شامل پدر و جدّ پدرى و نيز فرزندان جانى مىشود يا نه؟ مسئله اختلافى است.[٥] زن، نابالغ و ديوانه هرچند از وارثان باشند، داخل در عاقله نيستند؛[٦] چنان كه فقير از خويشاوندان پدرى عهدهدار ديه نخواهد بود.[٧]
خويشان پدرى كه از پدر و مادر يكىاند بر آنان كه تنها از پدر يكى هستند، مقدم اند؛ هرچند برخى در مقدم بودن آنان اشكال كردهاند.[٨]
[٢] مُعتِق: با نبودن خويشاوندان پدرى يا تهى دستى آنان، نوبت به آزاد كننده جانى مىرسد و او عاقله جانى خواهد بود. درصورت فوت معتق، خويشاوندان پدرى او و با فقدان آنان، آزاد كننده قبلى و در صورت نبود او خويشان پدرى او عهدهدار ديه خواهند بود. اگر معتق زن باشد، خويشان پدرى او متحمل ديه مىشوند نه معتق. اگر چند نفر با هم جانى را آزاد كرده باشند، همه آنان عاقله او به شمار مىروند.[٩]
[٣] ضمان جريره: با نبود خويشان پدرى و معتق يا فقر آنان، نوبت به ضامن جريره(جريره) مىرسد و او عاقله جانى محسوب مىشود[١٠](ولاء).
[٤] امام: در صورت نبود خويشان پدرى و معتق و ضامن جريره يا تهى دستى او، نوبت به امام عليه السّلام مىرسد و او عاقله جانى خواهد بود. البته در اينكه در اين صورت، امام مطلقا ضامن ديه است يا تنها در صورتى كه جانى نيز تهى دست باشد، اختلاف است. بنابر قول دوم، در صورت توانايى جانى بر پرداخت ديه، او بايد ديه را بپردازد. در اينكه امام عليه السّلام ديه را از مال خود مىپردازد يا از بيت المال(بيت المال) اختلاف است.[١١]
موارد ثبوت ديه بر عاقله: بدون ترديد ديه جنايت عمدى در صورت رضايت دادن اولياى مقتول يا فرد