فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٠ - طَيلَسان
ظالم ظلم
ظاهر
ظاهر: مقابل باطن؛ بخش آشكار يا بيرونى از هر چيز يا هر شخص/ از الفاظ فتوا (الفاظ فتوا)/ آنچه بر حسب لغت از لفظ فهميده مىشود؛ مقابل نصّ( ظهور).
از عنوان ياد شده به معناى اول به مناسبت در بابهاى طهارت و صلات سخن گفتهاند.
در وضو و غسل شستن ظاهر اعضا كفايت مىكند و شستن باطن آنها مانند درون دهان، بينى و گوش لازم نيست.[١] چنان كه در شستن محاسن در وضو، شستن ظاهر آن كفايت مىكند، مگر آنكه موهاى صورت به اندازهاى كم باشد كه پوست پيدا باشد.[٢]
در شستن مخرج غايط، شستن ظاهر آن كافى است و شستن باطن لازم نيست.[٣]
در مسح بر جبيره( جبيره) پاك بودن ظاهر آن كفايت مىكند و نجس بودن باطن (زير) جبيره اشكال ندارد.[٤]
در تيمّم چنانچه با باطن (كف) دست نتوان تيمّم كرد، تيمّم با ظاهر و پشت دست انجام مىگيرد.[٥] چنان كه در صورت عدم امكان گذاردن كف دست بر زمين در حال سجده، گذاشتن ظاهر و پشت دست كفايت مىكند.[٦]
اكثر قدما ـ بنابر آنچه به آنان نسبت داده شده ـ عدالت را به حسن ظاهر تعريف كردهاند.[٧] مراد از آن اين است كه ظاهر شخص از ديدگاه شرع نيكو باشد و پايبندى به احكام شرع در گفتار و رفتار او تجلى يابد[٨](حسن ظاهر).
( باطن)
[١]جواهر الكلام ٣/ ٨٤ ـ ٨٥ ؛ العروة الوثقى ١/ ٣٥٥ و ٣٩٣ ؛ تحرير الوسيلة ١/ ٤٠
[٢] جواهر الكلام ٢/ ١٥٩ ؛ تحرير الوسيلة ١/ ٢١
[٣] جواهر الكلام ٢ / ٢٧
[٤] العروة الوثقى ١ / ٤٤٧