فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٨ - طلسم
به قول مشهور، حق شفعه براى مالك زمين طلق ثابت مىگردد[٥]
زمينى كه بخشى از آن وقف و بخشى ديگر طلق است ، تقسيم آن توسط مالك با متولى وقف يا موقوف عليه يا حاكم شرع جايز است.[٦]
[١]مجمع البحرين، واژه «طلق» ؛ المكاسب و البيع (نائينى) ٢/ ٣٧٣
[٢] كتاب المكاسب ٤/ ٢٩ ـ ٣١ ؛ جواهر الكلام ٢٢/ ٣٥٦ ـ ٣٥٧
[٣] جواهر الكلام ٣٧ / ٢٦٧ ـ ٢٦٨
[٣] غاية المرام ٤ / ١٠٥
[٤] العروة الوثقى [ تكملة ]٢/ ٢٦٥
[٥] ٢٦٤ ؛ وسيلة النجاة/ ٤٥٤ .
طلوع
طلوع: دميدن و بر آمدن خورشيد و مانند آن.
طلوع از ريشه «طلع» به معناى آشكار شدن و برآمدن چيزى است و به غنچه، گل و ميوه از آن جهت كه از درخت بروز مىكند «طَلْع» گويند.[١] طلوع در علم نجوم دو كاربرد دارد: نخست، برآمدن و آشكار شدن ستاره بر بلنداى افق؛ خواه اين ظهور هميشگى باشد يا موقت. دوم، جدا شدن ستاره از محيط افق و صعود به سمت بالا؛ خواه پيش از انفصال زير افق باشد يا نه. طلوع در هر دو كاربرد، مقابل غروب به كار مىرود.[٢] اين عنوان در كلمات فقها با اضافه به عناوينى چون فجر، صبح، خورشيد، ماه، حمره مشرقيه و برخى ستارگان به كار رفته و در بابهايى چون صلات، زكات، صوم، حج، نكاح و صيد و ذباحه موضوع احكامى قرار گرفته است.
طلوع فجر و صبح: مراد از طلوع فجر كه گاهى از آن به طلوع صبح تعبير مىشود، دميدن سپيده صبح و پخش شدن در پهناى افق است كه از آن به فجر دوم و فجر صادق نيز تعبير كردهاند. مقابل آن، فجر اول و فجر كاذب قرار دارد كه لحظاتى پيش از زمان ياد شده رخ مىدهد(فجر). البته در اينكه ملاك در طلوع فجر صادق، طلوع حسّى (قابل مشاهده) فجر در افق مىباشد يا طلوع تقديرى (واقعى) نيز كفايت مىكند، هرچند بر اثر چيرگى نور ماه، محسوس نباشد، اختلاف است (شب مهتابى).