فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٢ - طلا
طلاق زن غير حامله در حال حيض يا نفاس، در صورتى كه شوهرش با او آميزش كرده باشد و نيز نزد همسرش حاضر باشد و يا زوج غايب باشد، ليكن مدتى كه زن بر حسب عادت از پاكى فعلى به پاكى بعدى منتقل مىشود، صبر نكند.
طلاق زن در پاكىاى كه همسرش در آن با وى نزديكى كرده باشد و زن يائسه يا نابالغ و يا حامله نباشد. سه طلاقه كردن زن، بدون آنكه بين طلاقها رجوعى صورت گيرد. البته در اين صورت يك طلاق واقع مىشود.[٤]مصاديق طلاق باطل بيش از طلاق بدعى است، مانند طلاق با الفاظ كنايى يا طلاق بدون گرفتن شاهد؛ از اين رو، طلاق باطل اعم از طلاق بدعى خواهد بود.[٥]
طلاق سُنّى عبارت است از طلاق مشروع و جايز.[٦] اين نوع طلاق بر دو قسم است:
باين. طلاقى كه شوهر حق رجوع به همسر مطلقه را ندارد؛ طلاق زنى كه شوهرش با او نزديكى نكرده است؛ طلاق زن يائسه؛ طلاق زنى كه به سنّ حيض نرسيده است؛ طلاق زنى كه طلاق خلع و مبارات داده شده است، در صورتى كه زن در زمان عدّه به بذل خود رجوع نكند و طلاق زنى كه با شرايط سه بار طلاق داده شده است از اقسام طلاق باين به شمار مىروند.[٧] طلاق رجعى. طلاقى كه مرد در زمان عده مىتواند به همسر مطلّقه خود رجوع كند، بدون آنكه نيازى به عقد ازدواج جديد باشد. طلاق رجعى دو گونه است: عدّى و سنّى به معناى اخص.طلاق عدّى طلاقى را گويند كه مرد همسرش را با شرايط طلاق دهد، سپس در زمان عدّه به او رجوع و با وى نزديكى كند و سپس او را طلاق دهد.
طلاق سنّى به معناى اخص عبارت است از طلاق رجعىاى كه مرد در زمان عدّه به همسرش رجوع نكرده باشد. البته طلاق رجعى منحصر به اين دو قسم نيست؛ زيرا طلاقى كه مرد در زمان عدّه رجوع كند، ليكن با همسرش آميزش ننمايد نيز از اقسام طلاق رجعى به شمار مىرود.[٨]