فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٢٥ - صيغ١٧٢٨ محرميّت
حاصل مىشود و پس از انحلالِ نكاح نيز به قوت خود باقى است، در دو مورد ياد شده، ازدواج موقت تنها با هدف ايجاد محرميت صورت مىگيرد و مقصود اصلى در اين گونه ازدواج خود ازدواج نيست؛ بلكه محرميتى است كه به تبع ازدواج حاصل مىشود؛ از اين رو، به آن صيغه محرميّت اطلاق مىشود.
البته در عرف بر ازدواج موقتى كه ميان دختر و پسر، پيش از ازدواج دائم به منظور آشنايى بيشتر صورت مىگيرد نيز صيغه محرميت اطلاق مىشود كه در واقع همان ازدواج موقت است و موضوع اين مقاله نيست(ازدواج موقت). موضوع اين مقاله تزويج دختر يا پسر نابالغ توسط ولىّ به قصد حصول محرميت است. از آن در باب نكاح سخن گفتهاند.
هرگاه پدر به قصد حصول محرميت، دختر نابالغ خود را به عقد موقت مردى بالغ درآورد تا آن مرد به مادر و جدّه آن دختر محرم شود و يا پسر نابالغ خود را به عقد موقت زنى بالغ در آورد تا آن زن بر پدر او محرم شود، آيا چنين عقدى صحيح است و بر آن آثار عقد صحيح مترتب مىگردد يا نه؟ اين بحث به صراحت در كلمات قدما و بسيارى از متأخران مطرح نشده است و تنها معاصران و برخى متأخران متعرض حكم مسئله شدهاند. اينان نيز در صحّت چنين عقدى اختلاف كردهاند.
برخى آن را مطلقا صحيح دانستهاند.[١] در مقابل، برخى ديگر چنين عقدى را كه تنها به قصد محرميت انجام مىگيرد و قصد استمتاع درآن نيست، صحيح ندانستهاند.[٢]
بعضى قصد استمتاع را شرط ندانسته، ليكن امكان استمتاع و لذت بردن را شرط دانسته و گفتهاند: پسر يا دختر نابالغ بايد در سنى باشد كه امكان بهره جنسى از او فراهم باشد و يا ـ در غير اين صورت ـ مدت عقد را به اندازهاى قرار دهند كه در بخشى از آن امكان استمتاع وجود داشته باشد، مانند اينكه دختر چهار ساله را به مدت چهار سال به عقد موقت مردى درآورند.[٣]