ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٦ - فصل علمى كه مقصود از آن عمل است
بسيار گفتن و لاف زدن و مداهَنه در امر دينى[١] و از كردههاى خود خوشنود بودن و از عيبهاى خود بازماندن و به عيب ديگران پرداختن و غم از دل بدر كردن و ترس از خدا نداشتن و بسيار انتقام كشيدن به اندك خوارى كه به نفس برسد و از براى حقّ كم انتقام كشيدن و مردمان را به ظاهر دوست گرفتن با عداوت در باطن و از مكر خدا در سلب آنچه عطا نموده ايمن بودن و تكيه بر طاعتها[٢] و مكر و خيانت و فريب دادن و طول امل و دل سختى و درشتى و به دنيا شعف داشتن و بر فوتِ آن تأسّف خوردن و به مردمان انس گرفتن و از مفارقت ايشان وحشت داشتن مگر از براى اعانت در دين و ترك صله اخوان و طَيش كردن و در كارها بىتاب بودن و بىحيايى و نامهربانى به مردم[٣].
و اين خصلتها كه گفتيم و مانند آنها از صفاتِ قلبْ منشأ امور قبيحه و مورث عملهاى محرّمه[٤] است. و اضداد اينها منبع طاعات و موجب تقرّب به پروردگار است. و علم به حدود اين امور و حقايق و اسباب و ثمرات و علاج اينها از علم آخرت است و واجب عينى است بر هركه اهليّت آن داشته باشد. و اگر كسى قابليّت تحصيل تمامى اينها را نداشته باشد به قدر آنچه ممكنش باشد سعى نمايد زيراكه خداى عزّ وجلّ تكليف ننمود هيچ نفسى[٥] را الّا به قدر آنچه او را ميسّر و آسان باشد.
و امّا علم شرايع عبارت است از علم به كيفيّت عبادتهاى مشروعه از طهارت و نماز و زكات و روزه و حجّ و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و دانستن اسرار آنها و علم به حكمهاى مضبوطه[٦] از حلال و حرام در جميع كسبها و معاملهها، مانند خريد و فروخت و ربا و قرض و مضاربه و اجاره و شركت و مزارعه و داد و ستد و
[١] - دينى/a دين.
[٢] -a + كردن.
[٣] -a s + نمودن.
[٤] - محرّمه/a محرّم.
[٥] - ننمود هيچ نفسى/s a ننموده نفس.
[٦] - مضبوطه/a s مضبوط.