ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٠١ - فصل د شفاى تمام از كبر
خوش باشد اگر بر حالت خاكى باقى مىماند، بلكه بعد از[١] كهنگى بسيار زنده مىشود تا رنج سختىهاى بلا را بكشد و اجزاى پراكنده او جمع شده از قبر بيرون مىآيد و حاضر مىشود در اهوال[٢] قيامت و خواهد ديد قيامتى برپا ايستاده و آسمانى از هم دريده و درهم شكافته و[٣] زمينى كه تبديل يافته و كوههايى كه متحرّك گرديده و ستارههايى كه تيره شده و آفتابى كه گرفته شده و حالتهاى تيره و فرشتههاى درشت و سخت و جهنّمى افروخته و بهشتى كه گنهكار نظر به آن كند و حسرت بَرد و صحيفههاى عمل گشاده بيند و آنچه گفته و كرده از كم و بسيار و هرچه بسيار بسيار كم باشد در آنجا نوشته يابد. و اين است معناى «ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ». پس كسى كه حال او چنين خواهد بود او را چه كار است با تكبّر؟! بلكه با يك لحظه خوشحالى چه جاى خوشى بىاندازه و زيادتى كردن!
و امّا علاج عملىِ كبر تواضع نمودن است از براى خداى تعالى و از براى ساير مردم به مواظبت كردن به[٤] اخلاق متواضعان[٥]. وارد شده كه حضرت پيغمبر ٦ بر روى خاك طعام مىخورد و مىفرمود: جز اين نيست كه من بندهام و طعام مىخورم مانند كسى كه بنده باشد[٦].
و وقتى شخصى به سلمان گفت كه: جرا جامه خوب نمىپوشى؟ گفت[٧]: من بندهام، اگر روزى آزاد شوم خواهم پوشيد[٨]. و مرادش از اين آزادىِ آخرت بود از آتش جهنّم.
[١] -s a + آن.
[٢] - اهوال/s a احوال.
[٣] - و/a در.
[٤] -a - به.
[٥] - متواضعان/a متواضعين.
[٦] - مكارم الأخلاق: ٢٧. مجمع الزوائد ٩: ١٩. كنز العمّال ١٥: ٢٣٢ ح ٤٠٧٠٨.
[٧] -s a + كه.
[٨] - مجموعة ورّام ١: ٢٠٨. و نگر: بحار الأنوار ٧٠: ٢٠٥.