ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٠٠ - فصل د شفاى تمام از كبر
] m. a ٧٤ [
در آن است و بسيار مىباشد كه كراهت از چيزى مىدارد كه حياتش در آن است. و طعامى را لذيذ مىشمرد كه او را هلاك مىكند و ضرر مىرساند و دوايى را كراهت مىدارد كه نفع مىرساند و حيات مىبخشد. و هيچ لحظهاى از شب و روز نمىباشد كه ايمن باشد از آنكه سلب شود از او گوش و چشم و علم و قدرت و اعضايش درهم پيچد و عقلش ربوده شود و روحش پرواز نمايد و جميع آنچه در دنيا مىخواهد از وى سلب شود و مضطر و خوار بماند، اگر همهكس او را واگذارد[١] باقى نمىماند و اگر آسيبى به او برسد فانى مىشود، بندهاى است مملوك كه هيچ چيزِ خود را و غير را[٢] مالك نيست، پس اگر خود را بشناسد مىداند كه هيچ چيز از وى خوارتر نيست. و مىداند كه اگر جهل بر وى غالب نگردد كى كبر لايق اوست.
و آنچه مذكور شد[٣] احوال وسط كار اوست. و امّا آخر[٤] او جايى كه بر آن وارد خواهد شد مرگى است كه در قرآن مجيد به آن[٥] اشاره شده به آنچه فرمودهاند: «ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ» يعنى خداى عزّ وجلّ او را ميرانيده و داخل در[٦] قبر گردانيده، پس مردار گنديده پليدى شده اعضا و[٧] صورت او كهنه شده و اجزاى او از هم پاشيده و استخوانها[٨] پوسيده و كهنه شده و درهم شكسته، و بعد از آن سرگينى مىشود در اندرون كرمها و هر[٩] حيوانى كه جسد او را مىبيند مىگريزد و هر آدمى كه ملاحظه آن مىنمايد او را پليد شمرده نفرت مىدارد. و بهترين احوال او آن است كه عود كند به آنچه اوّل بوده به اينكه خاك شود تا از آن كوزهها[١٠] و خانهها ساخته شود. و چو[١١]
[١] -a s + و!
[٢] -s a - و غير را.
[٣] - شد/a شده.
[٤] -a + كار.
[٥] -m - به آن.
[٦] -s a - در.
[٧] -a - و.
[٨] - استخوانها/a s m استخوانهاى.
[٩] -s - هر.
[١٠] - كوزهها/a كوزه.
[١١] - چو/s a چه.