ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٣٨ - فصل حيات نماز در شش جمله است
حركت نمىكند و به مرده نزديك است، پس نماز كسى كه غافل باشد مگر[١] وقت تكبيرْ زندهاى خواهد بود كه حركت نكند.
فصل [حيات نماز در شش جمله است]
بدان كه معناهاى باطنى كه به آنها حيات نماز تمام مىشود شش چيز است: حضور قلب و فهميدن و تعظيم نمودن و هيبت داشتن و امّيدوار بودن و حيا نمودن.
و مراد از اوّل- كه حضور قلب است- آن است كه فارغ سازد دل را از غير آنچه مباشر آن است و تكلّم به آن مىكند، پس بايد كه علم به فعل و قول داشته باشد و فكر او در غير اين دو نباشد. و هرگاه فكر او متوجّه غير آنچه مىكند نشود و ذكر آنچه مىكند در دل او باشد و از آن غافل نشود حضور قلب حاصل شده خواهد بود.
و بعد از آن فهميدن معناى كلام است. و اين امرى است غير از حضور قلب، چو بسيار مىباشد كه دل با گفتن لفظ حاضر مىباشد و با معناى آن حاضر نمىباشد. و مراد ما از فهميدن مشتمل بودن قلب است بر علم به معناى لفظ و اين مقامى است كه مردمان در اين به تفاوتند از براى آنكه مردم در فهميدن معناى قرآن و تسبيحات مساوى نيستند. و بسيار معناهاى لطيف مىباشد كه نماز گزارنده در اثناى نماز مىفهمد و پيش از آن در خاطرش خطور نكرده بود. و از اينجا مىتوان دانست كه نماز نهى از قبايح و منكرات مىكند چنانچه در قرآن مجيد وارد شده، از براى آنكه نماز مىفهماند امورى را كه آنها البتّه مانع قبايح و منكرات مىشوند.
و بعد از آن تعظيم است. و اين امرى است وراى حضور قلب و فهميدن، از براى آنكه گاه مىباشد مردى با كسى خطابى مىكند و دل او حاضر مىباشد و معنا را مىفهمد امّا تعظيم آن كس را نمىكند.
[١] -a + در.