ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٤٧ - فصل در كذب و غيبت
حلاوتى و بر آنها باعثها از طبع و شيطان مىباشد، پس هركه خوض در اينها نمايد كم است كه قادر باشد بر آنكه زبان را[١] در فرمان خود داشته باشد[٢]؛ در هرجا كه واجب باشد آن را رها كند و از هرچه واجب نباشد آن را بازدارد. چراكه اين از عملهاى مشكل است و خوض در اين خطرناك و در سكوت نجات حاصل. و از براى اين است كه فضيلت سكوت را عظيم شمردهاند با آنكه در سكوت همّتْ جمع و وقارْ دايمى مىباشد و از براى فكر و ذكر و[٣] عبادت فارغ مىتوان بود و از بدعاقبتى گفتار در دنيا و از حساب آن در عُقبى سلامتى حاصل است.
در قرآن مجيد واقع شده: «ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»[٤] يعنى آدمى متكلّم نمىشود به چيزى مگر آنكه در نزد او نگهبانى بوده[٥] آماده كه آنچه را بگويد في الحال بنويسد.
و نيز واقع شده: «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ»[٦] يعنى خوبى در بسيارى از سرگوشى آنها نيست مگر سرگوشىِ كسى كه امر به تصدّق يا به معروف يا به اصلاح ميان مردم كند.
و حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: خوشا حال كسى كه سخنانِ زيادِ زبان را نگاه دارد و زيادتى مال را انفاق نمايد[٧].
و سبب در آنكه در اوّل فصلْ دروغ و غيبت را مقيّد ساختيم به اينكه شارع اذن نداده باشد آن است كه بعضى از افرادِ دروغ و غيبت مىباشد كه جايز است. حضرت
[١] -s a - را.
[٢] -s + و.
[٣] -a s - و.
[٤] - ق: ١٨.
[٥] - بوده/a s بود.
[٦] - نساء: ١١٤.
[٧] - الكافي ٢: ١٤٤ ح ١. و در نهج البلاغة ٤: ٢٩ ح ١٢٣ از أمير المؤمنين على ٧.