ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٤٩ - فصل در كذب و غيبت
و پيش از اين حديثى گذشت در وجوب غيبت صاحبان بدعت و شكّ از براى آنكه[١] مردم از ايشان بپرهيزند.
و از حضرت پيغمبر ٦ روايت است كه فرمودند: آيا باز مىايستيد از بدگويى فاجر تا آنكه مردم ايشان را نشناسند؟! بلكه بدىهاى او را ذكر كنيد تا مردم از او اجتناب كنند[٢].
و در معناى غيبت خفايى هست كه مىبايد پرده از روى آن برداشت و[٣] حقّ را ظاهر ساخت.
از حضرت پيغمبر ٦ مروى است كه فرمودند: مىدانيد كه غيبت كدام است؟
گفتند: خدا و رسول خدا بهتر مىدانند. فرمودند كه: غيبت آن است كه ياد كنى برادر مؤمن را به چيزى كه هرگاه بشنود كراهت داشته باشد.
گفتند: يا رسول اللَّه! اگر آنچه ياد كرده باشيم در آن برادر باشد؟ فرمودند: اگر در او يافت شود غيبت خواهد بود، اگر در او نباشد بهتان بر او بسته خواهيد بود[٤].
و در مصباح الشريعة از حضرت صادق سلام اللَّه عليه[٥] روايت است كه فرمودند:
صفت غيبت آن است كه ياد كرده شود شخصى به آنچه در نزد خداى عزّ وجلّ عيب نباشد و مذمّت كرده شود در او چيزى كه محمود باشد در نزد علما. و امّا مبالغه كردن در[٦] غايبى به آنچه نزد خدا عيب باشد و ملامت بر صاحبش در آن چيز متوجّه باشد اين چنين غيبتْ غيبت نيست اگرچه[٧] صاحبش هرگاه آن را بشنود كراهت داشته باشد
[١] -a - آنكه.
[٢] - كنز العمّال ٣: ٥٩٥ ح ٨٠٧٠. بحار الأنوار ٧٢: ٢٣٢ به نقل از شهيد ثانى.
[٣] -a - و.
[٤] - أمالي الطوسي: ٥٣٧. مكارم الأخلاق: ٤٧٠. صحيح مسلم ٨: ٢١. مسند أحمد ٢: ٢٣٠.
[٥] - سلام اللَّه عليه/s a ٧.
[٦] -a s + ذكر.
[٧] - چه/a چو.