مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - شرح و توضیح متن
اینکه یک میلیون منزل باید طی میشده تا به انسان برسد. ولی معلوم است که اگر در مورد آن حیوان تکسلولی بگوییم که مستعد انسانیت است، منظور استعداد قریب به فعل نیست، منظور استعداد خیلیخیلی بعید است. پس بحث ما در استعداد قریب است.
فإذا لم یکن له من جهة الاستعداد اسم، بل أخذ له اسمه الذی لذاته الذی یکون له أیضاً عند ما لا یجوز أن یتکوّن منه الشیء، لم یکن هو الاسم الذی یتعلق بمعناه التکوّن؛ فإن لم یکن له من جهة الاستعداد اسم، لم یکن أن یقال باللفظ و إن کان المعنی حاصلًا فیالوجود؛ و إذا کان المعنی الذی یکون للمسمی حاصلا فی غیرالمسمی کان حکمه فیالمعنی حکم ذلک، و إن کان عدم الاسم یمنع أن یکون حکمه فیاللفظ حکم ذلک.
بعضی از اشیاء از جهت مستعد بودن اسم خاص دارند و بعضی از اشیاء از این جهت اسم خاصی ندارند. وقتی که از جنبه مستعد بودن اسم خاص نداشته باشند کلمه «تَکوَّنَ منه» در آنجا صادق نیست. شیخ میگوید صادق نبودن آن مهم نیست، مهم این است که معنا و حقیقت آن صدق کند. معنا و حقیقت امر این است که هرجا «تَکوَّنَ منه» هست، مادهای و حامل استعدادی هست و این ماده که حامل استعداد است به یک فعلیت متبدل میشود. اگر بگوییم: کودک که به رجل تبدیل میشود، از جهت استعداد رجل شدن هیچ اسمی جز اسم «انسان» را ندارد، بنابراین در اینجا «کون شیء من شیء» غلط است، یعنی غلط است بگوییم «کون الرجل من الانسان» زیرا انسان اسم ذات رجل است نه اسمی از آن جهت که مستعد است. انسان اسم این نوع است اعم از اینکه استعداد رجلیت را داشته باشد یا نه. استعداد رجلیت یعنی استعداد افزایش ابعاد، تغییرات کمّی و کیفی و امثال آن. حال اگر اینها نباشد باز هم انسان انسان است. پس انسان اسم این نوع و این ذات است، هم قبل از فعلیت صدق میکند و هم بعد از فعلیت؛ و لهذا «تکوّن الرجل من الانسان» صدق نمیکند، چون انسان اسم او از آن جهت که مستعد است نیست، اسم اوست از آن جهت که آن ذات را دارد.
شیخ میگوید مهم نیست که اسم صدق نکند، واقعیت آن وجود دارد. این عین