مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - شرح و توضیح متن
کلمه «مِن» صدق نمیکند.) [جواب این است که] احکام واقعی به واسطه اسم و لفظ عوض نمیشود. ما باید معنا را قصد کنیم و ببینیم چیست. ما باید حقیقت را بفهمیم تا اینکه حتی در آنجایی که این لفظ هم صدق نمیکند ولی معنا وجود دارد به مطلب برسیم.
فنقول: إن العنصر أو الموضوع الذی یکون منه الشیء إذا کان یتقدمه فیالزمان، فإنّ له من جهة تقدمه له [١] خاصیة لا تکون مع حصوله له، وهی الاستعداد القوی [٢]، و إنما یتکوّن الجوهر منه لاجل استعداده لقبول صورته. و أما إذا زال الاستعداد بالخروج إلی الفعل وجد الجوهر و کان محالا أن یقال إنه متکوّن منه.
یک شئ که از شئ دیگر بهوجود میآید، اگر آن شئ دیگر زماناً بر شئ بهوجود آمده تقدم داشته باشد، قهراً باید در آن، حالت و خصلت و خاصیتی باشد که به موجب آن خصلت و حالت این شئ از او بهوجود بیاید. نام آن خصلت و خاصیت را «استعداد» میگذاریم. استعداد چیزی است که با آمدن فعلیت زوال پیدا میکند.
جوهر ثانوی که از آن اوّلی متکوّن میشود از آن جهت است که آن اوّلی استعداد آن جوهر ثانوی را دارد. گفتهایم همان گونه که رابطهای میان فاعلها و فعلها هست، رابطهای نیز میان بالقوهها و بالفعلها هست. همان طور که از هر فاعلی هر فعلی صادر نمیشود، هر بالقوهای هم به هر بالفعلی تبدیل
[١]. این کلمه «له» و آن «له» که قبلًا آمده، یکی اضافی است و بهتر است که این دومی نباشد.[٢]. این «استعداد قوی» تا اندازهای تعبیر نامأنوسی است. همانطور که در باب قوه و فعل خواندیم گاهی استعداد و قوه به یک معناست. گاهی قوه را به معنای مبدأ فعل و نیرو استعمال میکنند و گاهی قوه را در مقابل فعلیت به کار میبرند که مرادف با استعداد میشود. یک فرق دیگر هم بین لفظ استعداد و قوه هست، و آن این است که اگر استعداد شدید شد و قریب به فعلیت بود به آن «قوه» میگویند. این استعداد قریب به فعلیت را «الاستعداد القوی» میگویند. مثلًا اگر از ما بپرسند که آیا این خاک استعداد انسان شدن دارد یا نه، میگوییم: بله، دارد، البته به این صورت که این خاک مثلًا به گندم تبدیل شود و گندم به نان تبدیل شود و این نان غذای انسانی بشود و این غذا به نطفه و بعد به انسان تبدیل شود. پس استعداد انسان شدن در او هست، اما این استعدادِ بعید است. استعداد قوی همان استعداد قریب به فعلیت است، یک منزل یا دو منزل مانده به فعلیت. مثل نطفه که مستعد انسانیت است و استعداد قریب به فعلیت. معمولًا «قوّه» را جایی میآورند که استعداد شدید باشد.